اجتماع درون گرايى وجهان يا بى وبرون نگرى در افراد فراوان
نكتهء فوق العادهء با اهميتى كه مورد مشاهدهء همگانى است ، اين است كه چه در دورانهاى قرن سوم و چهارم هجرى و چه پيش از آن و چه پس از آن با گروه فراوانى از متفكرين رو به رو مىشويم كه در آن حال كه مىخواهند جهان برونى را بشناسند و روابط انسانها را با يكديگر درك كنند و به طور كلى در همان در بارهء برون ذاتى مىانديشند ، از درون گرايى قابل توجهى هم برخوردارند ، مثلًا در همان دو قرن مورد بحث ، ما با ابن سينا رو به رو مىشويم كه در عين تجربه وانديشه در مسائل پزشكى وطبيعيات وفلسفه ، نمط نهم اشارات را هم مىنويسد كه در طرح وحل مسائل عرفان گرايى ، درخشش روانى فوق العادهاى از خود نشان مىدهد . همچنين پيش از آن دورانها افلاطون با روش اشراقى كه در درون نگرىها به دست مىآورد ، به رياضيات وهندسه و مسائل اجتماعى و سياسى مىپردازد . و ما واحتياجى به شمارش افراد خيلى فراوانى نداريم كه چه در قرن اسكولاتيك و چه در دورانهاى پس از رنسانس درون بينى وعرفان را با برون نگرى كامل جمع نموده ، هر دو عينك را در بارهء واقعيت به چشمان خود زدهاند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 14
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤