كه همچون جويى مىباشند كه به دريا اتصال دارد . اين اتصال به دريا را مىتوان از گفتار وكردار وى كه شاهدان اويند دريافت و از اين راه به واقعيت وجودى او پى برد كه درجه ومنزلت او در چه حدى است وآيا دانه هايى كه مىپاشد واقعا از روى كرم است يا براى شكار تو و امثال توست . اگر ديدى او صيادى بيش نيست به افسونها و فعل وقولش اعتنايى مكن و از او دور شو و اگر ديدى كه رفيق راستين سفر الهى است هرگز دست از وى بر مدار زيرا كه دست تو را گرفته به سوى درياها رهنمونت خواهد گشت .
اما اگر نور يك انسان عارف از حد معمولى در گذشت وبيابانها ودشت وهامون را روشن ساخت ، ديگر نيازى به شاهد وتكلفهاى جانبازى وجود وسخاوت نخواهد داشت .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 163
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٦٣