« اَلشَّيْطانُ يَعِدُكُمُ اَلْفَقْرَ ويَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشاءِ والله يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْه وفَضْلًا والله واسِعٌ عَلِيمٌ 2 : 268 . » ( 1 ) ( شيطان شما را با فقر تهديد مىكند و به فحشاء دستور مىدهد وخداوند مغفرت وفضلى را از خويشتن به شما وعده مىدهد وخداوند داراى رحمت وسيع ودانا است . )
( ( 34 ) ) اى خليل اندر خلاص نيك و بد
سر ببرشان تا رهد پاها ز سد
با تعديل قواى حيوانى روان خود را از آلوده نمودن نيك وبدها نجات بدهيم .
اين همه اختلافات وتناقض گويىها درباره نيك و بد و اين همه انعطافى كه نيك و بد حتى براى يك انسان از خود نشان مىدهد و در نتيجه ، گويى حتى يك اصل ثابت هم در قاموس بشريت وجود ندارد ، ناشى از نكته ايست كه جلال الدين اشاره به آن مىكند .
به توضيح اين كه جلوه كردن نيك و بد رويدادها براى يك فرد يك جامعه از دو جهت محكوم به نسبيت است جهت يكم - نسبى بودن خود موقعيت فرد و يا جامعه در زندگى وشئون آن ، مانند نسبيت قوانينى كه در عالم طبيعت حكم فرما است . اختلاف روابط اجزاى جهان طبيعت ، به طور قطع نتايج جريان آن اجزاء را دگرگون مىسازد و با اين دگرگونى ضرورى قوانينى را كه از طبيعت در ذهن ما منعكس مىسازد ، نسبى مىباشد همچنين است نيك و بد كه از كيفيت برقرارى رابطه ميان موقعيت انسان با كارى كه از او صادر مىشود يا با رويدادى كه مواجه مىگردد ، انتزاع مىشود .
اين نسبيت در نيكىها وبدىها يكى از اصول مسلمهاى است كه براى هيچ كس
هامش
( 1 ) سوره البقره ، آيهء 268 . .