قوله عليه السلام من بشرنى بخروج الصفر بشرته بالجنة
( ( 2585 ) ) احمد آخر زمان را انتقال
در ربيع اوّل آمد بىجدال
( ( 2586 ) ) چون كه واقف شد دلش از وقت نقل
عاشق آن وقت گرديد او به عقل
( ( 2587 ) ) چون صفر آمد بشد شاد از صفر
كه پس اين ماه مىسازم سفر
( ( 2588 ) ) هر شبى تا روز زين شوق هدى
او رفيق راه اعلى مىزدى
( ( 2589 ) ) گفت هر كس كه مرا مژده دهد
چون صفر پاى از جهان بيرون نهد
( ( 2590 ) ) كه صفر بگذشت و شد ماه ربيع
مژده ور باشم مر او را و شفيع
چون صفر بر بست بار و ماه نو
گشت پيدا بر فلك با تاب وضو
( ( 2591 ) ) گفت عكاشه صفر بگذشت و رفت
گفت عكاشه ببرد از مژده بر
( ( 2593 ) ) پس رجال از نقل عالم شادمان
وز بقايش شادمان اين كودكان
( ( 2594 ) ) چون كه آب خوش نديد آن مرغ كور
پيش او كوثر نمايد آب شور
( ( 2595 ) ) همچنين موسى كرامت مىشمرد
هم نگردد اطلس بخت تو برد
هر چه خواهى يا بى از بخت جوان
شادمان مانى نگردى ناتوان
( ( 2596 ) ) گفت احسنت نكو گفتى و ليك
تا كنم من مشورت با يار نيك
روايت
« من بشرنى بخروج صفر بشرته بالجنة » ( 1 ) از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است : ( كه هر كس مرا به تمام شدن ماه صفر بشارت بدهد ، من بهشت را به او بشارت خواهم داد . ) مطابق گفتهء انقروى عكاشه اولين شخص بود كه تمام شدن ماه صفر را به پيامبر بشارت داد .
هامش
( 1 ) شرح انقروى ، ج 4 ، ص 295 . .