تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 443

مساهمون:

ص٤٤٣

تفسير كنت كنزاً مخفياً فاحببت ان اعرف

( ( 2541 ) ) گنج زير خانه است و چاره نيست پس ز هدم خانه منديش و مأيست ( ( 2542 ) ) كه هزاران خانه از يك نقد گنج مىتوان كردن عمارت بىزرنج ( ( 2543 ) ) عاقبت آن خانه خود ويران شود گنج از زيرش يقين عريان شود ( ( 2544 ) ) ليك آنِ تو نباشد ز ان كه روح مزد ويران كردنستش آن فتوح ( ( 2545 ) ) چون نكرد آن كار مزدش هست لا ليس للانسان الا ما سعى ( ( 2546 ) ) دست خايى بعد از آن تو كاى دريغ اين چنين ماهى بد اندر زير ميغ ( ( 2547 ) ) من نكردم آن چه گفتند از بهى گنج رفت و خانه و دستم تهى حايل گنج و حجاب اين خانه بود مانع صد خرمن اين يك دانه بود ( ( 2548 ) ) خانهء اجرت گرفتى و كرى نيست ملك تو به بيعى يا شرى ( ( 2549 ) ) اين كرى را مدت او تا اجل تا درين مدت كنى در وى عمل ( ( 2550 ) ) پاره دوزى مىكنى اندر دكان زير اين دكان تو پنهان دو كان ( ( 2551 ) ) هست اين دكان كرايى زود باش تيشه بستان و تكش را مىخراش ( ( 2552 ) ) تا كه تيشه ناگهان بر كان نهى از دكان و پاره دوزى وارهى ( ( 2553 ) ) پاره دوزى چيست خورد آب و نان مىزنى اين پاره بر دلق گران ( ( 2554 ) ) هر زمان مىدرد اين دلق تنت پاره بر وى مىزنى زين خوردنت ( ( 2555 ) ) اى ز نسل پادشاه كاميار تا بر آرد سر به پيش تو دو كان ( ( 2557 ) ) پيش از آن كاين مهلت خانهء كرى آخر آيد بر نخورده زو برى ( ( 2558 ) ) پس تو را بيرون كند صاحب دكان وين دكان را بر كند از روى كان ( ( 2559 ) ) تو ز حسرت دست بر سر مىزنى گاه ريش خام خود بر مىكنى ( ( 2560 ) ) كاى دريغا آنِ من بود اين دكان كور بودم بر نخوردم زين مكان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 443 | محمد تقي جعفري