موضوع حذف زمان از حقيقت حيات و روبه رو شدن حيات محض با واقعيات كه در دو بيت بالا ديده مىشود ، راسل فيلسوف انگليسى را وادار مىكند مطلبى را با استشهاد به همين دو بيت بگويد كه منقلب كنندهء روش فكرى او است . مىگويد : « اگر اشياء را چنان تصور كنيم كه از يك جهان ابدى خارج از جهان طبيعت به مجراى ( جويبار ) زمان وارد مىشوند . به نظر من تصوير درستترى از جهان حاصل مىشود و از اين كه زمان را متلاشى كنندهء بىرحم حوادث و موضوعات ( آن چه كه هست ) بدانيم ، هم در انديشه و هم در احساس ، حتى اگر زمان واقعيتى داشته باشد ، درك عدم اهميت زمان دروازهء حكمت ( خرد ) است » ( 1 ) ملاحظه مىشود كه هيچ فكر معمولى نمىتواند حدس بزند كه دنبال بيان عليت هشيارى براى ناله و زارى چنين مضمون فوق العادهء با اهميتى پى ريزى شود . ب - در بيان معجزهء سيراب كردن همه كاروان تشنه لب از يك مشك كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در بيابان صورت داد . جلال الدين با اين بيت : -
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 12
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢
مشك خود رو پوش بود و موج فضل
مىرسيد از امر او از بحر اصل
مىتوانست مطلب را تكميل نموده و راه خود را پيش بگيرد ، در حالى كه مىبينيم ناگهان انديشهء تابناكش مهمترين مطلبى را كه از زمان دويد هيوم تا كنون در دانش فيزيك جديد مطرح است ، عرضه مىكند و مىگويد :
تو ز طفلى چون سببها ديده اى
در سبب از جهل بر چفسيده اى
ج - پس از مقدارى مناجات در دفتر پنجم مىگويد :
چند حرفى نقش كردى از رقوم
سنگها از عشق آن شد همچو موم
نون ابرو صاد چشم و جيم گوش
بر نوشتى فتنهء صد عقل و هوش
تا اين جا جلال الدين مضمونى مربوط به زيبايى و اثر عشق بزيبايى را مطرح مىكند و مسألهاى را كه در دنبال اين مضمون مىآورد اين است -
هامش
( 1 ) عرفان و منطق ، برتراند راسل ، اصل انگليسى ، ترجمه آقاى دريابندرى ، ص 76 و 77 . .