تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
بعضى از اين قضايا تعاريف ( و احكامى كه از جنبهء منطقى از آنها استنتاج شده ) مىباشند ، و برخى ديگر قضايايى هستند كه از تعاريف بدست آيند ، و حد اقل روابط غير مستقيم بين مفهومات اوليه و مآلا ميان تجربيات حسى را بيان مىكنند . قضاياى نوع اخير « احكام مربوط به واقعيت » يا قوانين طبيعت هستند ، يعنى قضايايى كه بايد در موقع انطباق با تجربيات محسوسى كه در لغات مفاهيم اوليه پوشيده شده است نافذ و معتبر باشند . بحث در اين كه كدام يك از قضايا را بايد به عنوان تعاريف تلقى كرد و كدام را به عنوان قوانين طبيعى ، عمده بسته به طرز نمايش آنها است . ولى اگر منظور دانستن اين نكته باشد كه مجموعهء مفهومات مورد نظر از جنبهء فيزيكى ، تا چه حدى ميان تهى است ، آن گاه اين تمايز مطلقاً ضرورى خواهد بود . هدف علم استنباط ارتباط بين كليهء تجربيات حسى است به صورتى هر چه كاملتر كه ممكن باشد . در عين حال در راه رسيدن به اين هدف ، بايد حد اقل مفهومات و روابط اوليه در كار آيد ( يافتن حد اكثر وحدت منطقى از حد اقل اجزاء منطقى ) . علم از همگى مفهومات اوليه - يعنى مفهوماتى كه مستقيما با آزمايشهاى حسى سر و كار دارند - و از احكام مربوط به آنها استفاده مىكند . مرحلهء اوليه پيش رفت علم چيزى جز اين نيست ، تفكر روزانهء ما هم در اطراف همين مفهومات دور مىزند و بدانها اقناع مىگردد . ولى چنين صورتى از امور نمىتواند روح آن كس را كه واقعا تشنهء كسب معرفت است و فكرى علمى دارد متقاعد سازد ، زيرا مجموعهء مفهومات و روابطى كه بدين طريق به دست مىآيد ، به كلى فاقد وحدت منطقى است . اين جا است كه محقق و پژوهنده براى جبران اين نقيصه ، دستگاهى ابداع
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 59 | محمد تقي جعفري