تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨

قوانين كلى به دست آورد كه به وسيلهء آن بتوان قياسات منطقى و روابط اشياء را در داخل زمان و فضا به دست آورد . . . . اين هدف در واقع برنامهء كلى علم است و اصولا ايمانى كه ما بامكان اجراى اين برنامه داريم ، از آن جا ناشى مىشود كه تا امروز توانسته‌ايم به نتايجى جزئى در اين راه نائل گرديم . و بندرت مىتوان كسى را يافت كه منكر واقعيت اين نتايج باشد و آنها را وابسته به آن بداند كه آدمى فقط خويشتن را بازى و فريب مىدهد . . . ( 1 ) هر قدر كه آدمى بيشتر در اين نظم و ترتيبى كه حاكم بر همهء حوادث است عميق مىشود ، اعتقاد وى محكمتر مىگردد كه در كنار اين نظم و ترتيب جايى براى عللى كه ماهيت آنها متفاوت با اين نظم باشد وجود ندارد . از نظر آدمى علت مستقلى براى حوادث طبيعى نمىتواند وجود داشته باشد كه ادارهء آن را بتوانيم بعواملى بشرى يا غير خدايى منسوب سازيم . در اين نكته ترديدى نيست كه مفهوم خداى شخصى را كه در همه نمودهاى طبيعى دخالت مىكند ، هيچ وقت نمىتوان بمفهوم واقعى با اتكاى بر علم ، رد كرد ، زيرا اين مفهوم بلا فاصله جايى براى خويش در داخل حوزه هايى كه هنوز معرفت علمى راه بدانها نيافته است پيدا مىكند و به آنها پناهنده مىگردد . . . . » ( 2 ) » اين اعتقاد كه موازين صاحب ارزش براى جهان هستى ، همگى موازين منطقى مىباشند ، يعنى عقل قادر به ادراك آنهاست بواقع جزو حيطهء مذهب است . امروزه براى من قابل تصور نيست كه دانشمندى واقعى وجود داشته باشد كه از چنين ايمانى برخوردار نباشد . شايد تمثيل مختصرى اين موضوع را روشن تر سازد ، علم بدون مذهب لنگ است ، مذهب بدون علم كور است . » ( 3 ) » . . . اين نكته به طور قطع صحت دارد كه اصول علمى نمىتواند بر اساسى مطمئن

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 507 . .
( 2 ) سخنان اينشتين ، از كتاب زندگى انشتين ، ص 507 . .
( 3 ) سخنان اينشتين ، از كتاب زندگى انشتين ، ص 507 و 508 . .