جديد در سكوت غوطه ور مىشوند ، موقتى يا دائمى بودن سكوتشان در اختيار حوادث ديگر بوده و فعاليتى از خود براى تعيين سر نوشت جديد نشان نمىدهند ، در صورتى كه گروه دوم به جهت دارا بودن آمادگى قبلى دست به فعاليتهاى مناسب زده وضع خود را روشن مىسازند .
3 - گروه ديگرى از انسانها ديده مىشود كه در مقابل رويدادهاى خارج از متن حياتشان مقاومت جدى ابراز كرده ، ابديتى براى وضع موجود خود قائلند . بد بختترين سه گروه ، همين گروه سوم است كه روانى بس شگفت انگيز دارند ، زيرا در عين حال كه روانشان سنگ جامد است نرم تر از آب هم است روانى چون سنگ دارند ، زيرا به هيچ قيمت و به هيچ وجهى نمىخواهند وضع موجودشان را از دست بدهند .
در عين حال آن قدر انعطاف پذيرند كه گويى روانشان خاصيت ميعان آب دارد ، زيرا براى حفظ وضع موجودشان بهر عامل و مقتضى و رويدادى تن درمىدهند و انعطاف مىپذيرند اينان به اصطلاح جلال الدين همان دباغها هستند كه از هر گونه بويى جز بوى گند پوست و دواهاى مربوط تنفر دارند .
انگيزهء اعجاز آميزى مىخواهد كه بتواند آنان را از زنجير وضعى كه در پيش گرفتهاند نجات بدهد هوى پرستان طبيعت زده كه در مقابل نسيمهاى عطر آگين ما وراى طبيعت كلافه و سر در گم مىگردند ، اعضاى همين گروهند .
اينان در تمام اجزاء و روابط طبيعت دست بكاوش مىزنند و ارتباط خود را با آنها گسترش مىدهند و مانند پرندهء بىقرار هر روز در صدد كشف سوراخ جديد در قفس ماده و ماديات بر مىآيند ، ولى نتيجهاى جز كشف سوراخهاى متعدد و متنوع كه پريدن از آنها امكان ناپذير است ، به دست نمىآورند . البته كار ديگرى هم مىتوانند انجام بدهند ، و آن اين است كه با كشف عظمت دستگاه هستى بجاى آن كه به روزنه هاى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 380
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٨٠