تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
بيرون مىآيد و پاسخت را مىگويد . اگر تو از روى خلوص و علاقهء واقعى بر سر كوى كسى بنشينى ، ناچار روى كسى را در آن كوى خواهى ديد . تو هنگامى كه مشغول كندن چاه هستى ، هر روز خاكى كه از آن چاه برمىدارى ، ترا به آب نزديكتر ساخته و روزى ترا به آن آب كه مطلوب تست خواهد رسانيد . اگر هم تو باور نكنى و عقيده مند نباشى ، همه مىدانند كه -
هر چه مىكاريش روزى بدروى
در اين دنيا قانون اساسى وجود دارد كه مىگويد : هر علتى در دنبال خود معمولى دارد ، و هر كارى نتيجه‌اى ، اگر سنگ را به آهن بزنى ، آتش از آن دو خواهد جست ، اين قانون حتمى است و اجرا خواهد شد و اگر چنين چيزى صورت نگرفت ، بايد بدانى كه نادر و امرى استثنايى بوده است . بىنوا كسى كه از بخت و نجات و رشد بهره‌اى ندارد ، لذا همواره عقل خود را در رويدادهاى نادر و استثنايى مىسايد . او بجاى اين كه بكارد و بدرود ، در دريايى از وسوسه غوطه ور مىشود و چنين مىگويد :
( ( 4788 ) ) كان فلان كس كشت كرد و بر نداشت و ان صدف برد و صدف گوهر نداشت
آن گاه نظاير استثنايى ديگر براى توجيه تن پرورى و سر باز زدن از عبادت و دين مىگويد :
( ( 4789 ) ) بلعم باعور و ابليس لعين سود نامدشان عبادتها و دين
اين بىنواى نگون بخت چنان در نوادر و استثناها غوطه ور گشته است كه
( ( 4790 ) ) صد هزاران انبياء و رهروان نايد اندر خاطر آن بد گمان
مىنشيند و در فكر فرو مىرود و در تاريكى وسوسه ها دست و پا مىزند و در ميان ميلياردها انسانها و كاروانيان راد مردان چيزى نمىبيند و سراغ بلعم باعور و شيطان مىرود اين دو موجود پليد براى او نتيجه‌اى جز افزايش تاريكى درون او چيزى نمىدهد و اين بخت برگشتگىها در دل او جز همين نتيجهء فاسد چيزى ايجاد نمىكند . حال
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 262 | محمد تقي جعفري