2 - مىخواهيم صفات عاليهء يك انسان را به وسيلهء پديده هاى محسوس قابل درك بسازيم ، در إ مىگوييم : صفات عالى انسانى آن شخص مانند گلستان پر از گل و رياحين است .
در اين تشبيه هم وجه شباهت يك امر انتزاعى خالص است ، زيرا مثلًا عدالت يك پديدهء روانى است كه قابل احساس و مشمول كميت و كيفيتهاى عينى نيست ، بلكه ناشى از نيرويى است كه از تمايل انسان به انحراف از قانون جلوگيرى مىكند ، آن نيرو و پديده كمترين سنخيتى با گل و رياحين و زيبايى و عطر افشانى آنها ندارد و همچنين لذت تحقق عدالت كه نايل شدن انسانها به حق خود مىباشد ، كمترين شباهتى با آن لذت روحى كه از زيبايى و عطر افشانى گل و رياحين به وجود مىآيد ، ندارد .
يك خوشايندى كلى كه انواع و اصناف و مصاديقش بسيار گوناگون است ، در تشبيه مفروض ، طرفين تشبيه ( صفات عالى انسانى و گل و رياحين ) را به يك ديگر نزديك ساخته است . . . به همين جهت است كه در تشبيهات و تمثيلات جلال الدين با اعتراف خود او گاهى نارساهايى ديده مىشود كه بايد خوانندهء مثنوى در بارهء آنها كاملًا دقت كند . به عنوان مثال در دفتر دوم « در بيان معنى فى التاخير آفات » پس از بيان مضمون زير :
آن منم خم خود انا الحق گفتن است
رنگ آتش دارد الَّا آهن است
و چند بيت ديگر كه معانى پر نوسان را باز گو مىكند ، براى تصحيح ادعاى انا الحق چنين مىگويد :
بىادب حاضر ز غايب خوشتر است
حلقه گر چه كژ بود نى بر در است ؟
تشبيه ادعاى بىادبانه در حضور الهى به حلقه كج كه از در آويزان شده است ، بسيار نارسا ، بلكه خطاى فاحش است ، زيرا چنان كه در نقد و تحليل همين بيت در دفتر دوم گفتيم :