( ( 3656 ) ) واقعاتى كه كنونت بر گشود
نى كه اول هم محالت مىنمود
( ( 3657 ) ) چون رهانيدت زده زندان كرم
تيه را بر خود مكن حبس از ستم
چون خلاصى يافتى از صد بلا
فقر را بر خود مكن رنج و عنا
سهل گيرش تا نگردد مشكلت
ور نه شد شكر چو زهر قاتلت
سوى بحث خويش تاز اى بو الحسن
كاين سخن پايان ندارد جان من
( ( 3650 ) ) عجز از ادراك ماهيت عمو
حالت عامه بود درياب تو
( ( 3651 ) ) ز انكه ماهيات و سرّ سرّ آن
پيش چشم كاملان باشد عيان
آيا ناتوانى از درك ماهيت اشياء مخصوص مردم عامى است ؟
از مثالها و مضامينى كه جلال الدين در ابيات فوق آورده است ، چنين بر مىآيد كه جلال الدين ناتوانى از درك ماهيت اشياء را مخصوص عاميان مىداند و اما انسانهاى كامل مىتوانند ماهيت اشياء را بدانند . پس در اين مورد دو مسئله وجود دارد :
مسئلهء يكم - اين كه ماهيت اشياء براى عوام مجهول است .
مسئلهء دوم - اين كه انسانهاى كامل مىتوانند ماهيت اشياء را درك كنند . در بارهء مسئلهء يكم مىگوييم : از دوران بسيار قديم دانش و فلسفه ، از آن موقع كه متفكرين به دو موضوع اعراض و رويدادها و ماهيت متوجه شدهاند ، چه در شرق و چه در غرب ، اغلب بر آنند كه ماهيت اشياء غير قابل درك بوده و ما جز پديده هاى اشياء چيزى را نمىتوانيم بفهميم و دلايلى بر اين ادعا آوردهاند كه مهمترين آنها دو دليل اساسى است .
دليل يكم - ارتباط شديد تمام اشياء جهان هستى با يكديگر ، به طورى كه براى شناسايى يك برگ درخت به شناسايى تمام جهان هستى نيازمند مىباشيم .