در آمدن حمزه رضى الله عنه در حرب بىزره
در جوانى حمزه عم مصطفى
با زره مىشد مدام اندر وغا
( ( 3419 ) ) اندر آخر حمزه چون در صف شدى
بىزره سر مست در غزو آمدى
( ( 3420 ) ) سينه باز و تن برهنه بيش پيش
در فكندى در صف شمشير خويش
( ( 3421 ) ) خلق پرسيدند كاى عمّ رسول
اى هژبر صف شكن شاه فحول
( ( 3422 ) ) نى كه لا تلقوا بايديكم الى
تهلكه خواندى ز پيغام خدا
( ( 3423 ) ) پس چرا تو خويش را در تهلكه
مىدراندازى چنين در معركه ؟
( ( 3424 ) ) چون جوان بودى و زفت و سخت زه
تو نمىرفتى سوى صف بىزره
( ( 3425 ) ) چون شدى پير و ضعيف و منحنى
پرده هاى لا ابالى مىزنى
( ( 3426 ) ) لا ابالى وار با تيغ و سنان
مىنمايى دار و گير و امتحان
( ( 3427 ) ) تيغ حرمت مىندارد پير را
كى بود تمييز تيغ و تير را ؟
كى روا باشد كه شيرى همچو تو
كشته گردد راست بر دست عدو
( ( 3428 ) ) زين نسق غم خوارگان بىخبر
پند مىدادند او را از عبر
آيه
« وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى اَلتَّهْلُكَةِ . » 2 : 195 ( 1 ) ( در راه خدا انفاق كنيد ، خود را با دستهايتان به هلاكت نيفكنيد . )
تفسير ابيات
حضرت حمزه بن عبد المطلب عموى پيامبر اكرم همواره در جنگها با زره جنگى بميدان مىرفت و در آخرين سالها ، هنگامى كه در صف پيكار گران جاى مىگرفت سر مست و بدون زره پاى در رزم مىگذاشت ، او منظرهء بس شگفت انگيزى داشت : -
( ( 3420 ) ) سينه باز و تن برهنه بيش پيش
در فكندى در صف شمشير خويش
مردم از اين وضع فوق العادهء حمزه پرسيدند و گفتند ، اى عموى پيامبر و اى
هامش
( 1 ) سوره البقرة ، آيهء 195 . .