( ( 3194 ) ) آن ملك چون مرغ بال و پر گرفت
وين خرد بگذاشت پر و فر گرفت
( ( 3195 ) ) لاجرم هر دو مناصر آمدند
هر دو خوش رو پشت همديگر شدند
( ( 3196 ) ) هم ملك هم عقل حق را واجدى
هر دو آدم را معين و ساجدى
( ( 3197 ) ) نفس و شيطان نيز ز اول واحدى
بوده آدم را عدوّ و حاسدى
( ( 3198 ) ) آن كه آدم را بدن ديد او رميد
وان كه نور مؤتمن ديد او خميد
( ( 3199 ) ) آن دو ديده روشنان بوده از اين
وين دو را ديده نديده غير طين
( ( 3200 ) ) اين بيان اكنون چو خر بر يخ بماند
چون نشايد بر جهود انجيل خواند
( ( 3201 ) ) كى توان با شيعه گفتن از عمر
كى توان بر بط زدن در پيش كر
( ( 3202 ) ) ليك گر در ده به گوشه يك كس است
هاى هويى كه بر آوردن بس است
( ( 3203 ) ) مستحق شرح را سنگ و كلوخ
ناطقى گردد مشرّح با رسوخ
( ( 3204 ) ) اين نياز مريمى بوده است و درد
كه چنان طفلى سخن آغاز كرد
( ( 3205 ) ) جزو او بىاو براى او بگفت
جزو جزوت گفت دارد در نهفت
( ( 3206 ) ) دست و پا شاهد شوندت اى رهى
منكرى را چند دست و پا نهى
( ( 3207 ) ) ور نباشى مستحقّ شرح و گفت
ناطقهء ناطق تو را ديد و بخفت
آيه
« يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ اِمْرَأَ سَوْءٍ وَما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا . فَأَشارَتْ إِلَيْه قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي اَلْمَهْدِ صَبِيًّا . قالَ إِنِّي عَبْدُ الله آتانِيَ اَلْكِتابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا . وَجَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ وَأَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَاَلزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا . وَبَرًّا بِوالِدَتِي وَلَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا . وَاَلسَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَيَوْمَ أَمُوتُ وَيَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا . » 19 : 28 - 33 ( 1 ) ( آن مردم وقتى تولد عيسى عليه السلام را ديدند ، رو به مريم عليها السلام كرده گفتند : ( اى خواهر هارون ، نه پدر تو مردى زشت كار بود و نه مادرت زنا كار . [ اين بچه چيست و از كيست ؟ ] مريم به طرف كودك نوزاد اشاره كرد [ كه با او گفتگو كنند
هامش
( 1 ) سوره مريم ، آيهء 28 تا 33 . .