منع كردن منكران انبياء عليهم السلام را از نصيحت كردن و حجت آوردن جبريانه
( ( 2900 ) ) قوم گفتند اى نصوحان بس بود
آن چه گفتند ار در اين ده كس بود
( ( 2901 ) ) قفل بر دلهاى ما بنهاد حق
كس نداند برد بر خالق سبق
( ( 2902 ) ) نقش ما اين كرد آن تصويرگر
اين نخواهد شد به گفت و گو دگر
( ( 2903 ) ) سنگ را صد سال گويى لعل شو
كهنه را صد بار گويى باش تو
( ( 2904 ) ) خاك را گويى صفات آب گير
آب را گويى عسل شو يا كه شير
هيچ از آن اوصاف ديگرگون شوند ؟
آب كى گردد عسل اى هوشمند
( ( 2905 ) ) خالق افلاك و هم افلاكيان
خالق آب و تراب و خاكيان
( ( 2906 ) ) آسمان را داد دوران و صفا
آب و گل را تيره روئى و نما
( ( 2907 ) ) كى تواند آسمان دردى گزيد
كى تواند آب و گل صفوت خريد
( ( 2908 ) ) قسمتى كرده است هر يك را رهى
كى كهى گردد به جهدى چون كهى ؟
( ( 2901 ) ) قفل بر دلهاى ما بنهاد حق
كس نداند برد بر خالق سبق
جبريون بر دلهاى در گشاده با دست خود قفل مىزنند و براى تصحيح تبه كارىهاى خود آن را به خدا نسبت مىدهند
مقدارى از مباحث مربوط به جبر و اختيار در مجلدات گذشته بحث شده و مسائل ديگرى از جبر و اختيار را در تفسير و نقد و تحليل دفتر پنجم بررسى خواهيم كرد . در اين مورد به بيان نكتهاى اكتفا مىكنيم و آن اين است كه اشخاص جبر پرست نه تنها با واقعيت محسوس مبارزه مىكنند ، بلكه بدون اين كه حد اقل به ناتوانى