( ( 2826 ) ) نام نيك و بد مگر نشنيده ايد
جمله ديدند و شما ناديده ايد
( ( 2827 ) ) ديده را ناديده مىآريد ليك
چشمتان را وا گشايد مرگ نيك
( ( 2828 ) ) گر دو عالم پر بود خورشيد و نور
چون روى در ظلمتى مانند گور
( ( 2829 ) ) بىنصيب آيى از آن نور عظيم
بسته روزن باشى از ماه كريم
( ( 2830 ) ) تو درون چاه رفتستى ز كاخ
چه گنه دارد جهانهاى فراخ
( ( 2831 ) ) جان كه اندر وصف گرگى ماند او
چون ببيند روى يوسف را بگو ؟
( ( 2832 ) ) لحن داودى به سنگ و كُه رسيد
گوش آن سنگين دلانش كم شنيد
( ( 2833 ) ) آفرين بر عقل و بر انصاف باد
هر زمان و الله اعلم بالرشاد
( ( 2834 ) ) صدقوا رسلا كراماً يا سبا
صدقوا روحاً سباها من سبا
( ( 2835 ) ) صدقوهم هم شموس طالعة
يؤمنوكم من مخازي القارعة
( ( 2836 ) ) صدقوهم هم بدور زاهرة
قبل أن يلقوكم بالساهرة
( ( 2837 ) ) صدقوهم هم مصابيح الدجى
أكرموهم هم مفاتيح الرجا
( ( 2838 ) ) صدقوا من ليس يرجو خيركم
لا تضلوا لا تصدوا غيركم
( ( 2839 ) ) پارسى گوييم هين تازى بهل
هندوى آن ترك باش اى آب و گل
( ( 2813 ) ) آفتاب آفتاب آفتاب
اين چه مىگويم مگر هستم به خواب
پرتو نور الهى است كه اين خورشيدها و آن خورشيدها را كه اين خورشيدها را روشن ساخته است فروزان مىنمايد .
ما با وابستگى نور منعكس از مهتاب سيمين به پرتو خورشيد زرين ، آشنايى ديرينه داريم و مىدانيم كه نور منعكس شدهء مهتاب در چشمه سار زلال ، روشنايى خود را از مهتاب و مهتاب از ماه و ماه از خورشيد دريافته است .
چرا به همين ملاك آفتابى روشن تر و اصيلتر از آفتاب همين سپهر لاجوردين را