( ( 2771 ) ) آن چنان گويد حكيم غزنوى
در الهى نامه گر خوش بشنوى
( ( 2772 ) ) كم فضولى كن تو در حكم قدر
در خور آمد شخص خر با گوش خر
( ( 2773 ) ) شد مناسب عضوها و ابدانها
شد مناسب و صفها با جانها
( ( 2774 ) ) وصف هر جانى مناسب باشدش
بىگمان جانى كه حق بتراشدش
( ( 2775 ) ) چون صفت با جان قرين كرده است او
پس مناسب دانش هم چون چشم و رو
( ( 2776 ) ) شد مناسب و صفها در خوب و زشت
شد مناسب دانش حرفها كه حق نوشت
( ( 2777 ) ) ديده و دل هست بين الاصبعين
چون قلم در دست كاتب اى حسين
( ( 2778 ) ) اصبع لطف است و قهر اندر ميان
كلك دل با قبض و بسطى زين بنان
( ( 2779 ) ) اى قلم بنگر گر اجلاليستى
كه ميان اصبعين كيستى
( ( 2780 ) ) جمله قصد و جنبشت زين اصبع است
فرق تو بر چار راه مجمع است
( ( 2781 ) ) اين حروف حالهات از نسخ اوست
عزم و فسخت هم ز عزم و فسخ اوست
( ( 2782 ) ) جز نياز و جز تضرع راه نيست
زين تقلب هر قلم آگاه نيست
( ( 2783 ) ) اين قلم داند ولى بر قدر خود
قدر خود پيدا كند در نيك و بد
( ( 2784 ) ) آن چه در خرگوش و پيل آويختند
تا ازل را با حيل آميختند
روايت
« كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : يستعيذ من هؤلاء الثلاث : درك الشقاء و شماته الاعداء و سوء القضاء . » ( 1 ) ( پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از اين سه امر به خدا پناه ميبرد : ابتلاء به شقاوت و شماتت دشمنان و قضاى بد ) .
توضيح
- مسلم است كه مقصود از سوء القضاء اين نيست كه خداوند براى انسان قضا و قدر بدى خواسته است ، بلكه مقصود پناه بردن به خدا از ارتكاب كارهايى است كه موجب جريان قوانين ناملايم مىباشد .
هامش
( 1 ) مسند احمد بن حنبل ، ج 2 ، ص 246 . .