آن كشتى ناچيز كه مخصوصاً بارش هم سرگين باشد ، كدامين شرف و فضيلت را مىتواند به درياى پر از در و گوهر بدهد ؟
( ( 2758 ) ) اى دريغ آن ديدهء كور و كبود
كافتابى اندرو ذره نمود
مگر شيطان نبود كه از آدم تنها جنبهء گل بودن او را ديد و سجده اش نكرد . در صورتى كه وابستگى آدم به خدا ، عظمتى بر او بخشيده بود كه شايستهء سجده براى همه فرشتگان شده بود .
آرى چشم انسان ديوانه بهار را پائيز مىبيند . از همان نقطه مىنگرد كه موقعيتش ايجاب مىكند . بخت و دولت كه گاهى روى مىآورد ، انسان منحرف روى از آن بر مىگرداند و بجايى مىرود كه دولتى وجود ندارد . بسا معشوق كه با پاى خود به سوى بد بختى روى مىآورد ، آن بد بخت توفيق عشق باختن را ندارد .
پاك پروردگارا چرا اين مردم احمق به محروميتها عشق مىورزند گويى اين گمراهان با راه راست سر سازش ندارند .
اين كه مىبينيد ديده گان ما غلط مىبيند و حقايق را در نمىيابد ، براى آن است كه ما محروميت را به خود پذيرفتهايم .
عامل دگرگونى قلب و انحرافش سوء القضاء است . [ به توضيح روايت مربوط مراجعه شود ] شما خود بت سنگى را قبلهء خود كردهايد و در نتيجه لعنت و كورى خيمه بر وجود شما زده است .
مگر نمىدانيد كه بت سنگى نمىتواند شريك خدا باشد . اين بت پرستى شما است كه شما را از حق دور كرده است ، و گر نه عقل و جان آدمى مىتواند همراه حق بوده باشد . كار شما نشان مىدهد كه مىخواهيد پشهء مردهاى را شريك مرغ زيباى هما قرار بدهيد ، و گر نه چرا انسان زنده شايستگى هم رازى با خدا نداشته باشد آرى آن چه كه شما براى پرستش تراشيدهايد ، مرده و بىجان است .
اما ساختهء خدا اگر هم به قدر پشهء ناچيز باشد ، زنده است و از بارقهء جان بهره مند