10 - آيا جريان عليت در جهان هستى بمنزلهء يك سنخيت است ؟
سنتى بنهاد و اسباب و طرق
طالبان را زير اين ازرق تتق
بيشتر احوال بر سنت رود
گاه قدرت خارق سنت شود ( 1 ) سنت و عادت نهاده با مزه
باز كرده خرق عادت معجزه
پس از آن همه بيانات عالى كه از مجموع ابيات مثنوى در بارهء موضوع عليت و ساير قوانين استفاده مىشود ، مضمون دو بيت گذشته بسيار سطحى به نظر مىرسد ، زيرا اولًا جلال الدين نه يك بار و نه دو بار ، بلكه بارها در ضرورت قوانين و لزوم نظم در جهان عليت از نظر رو بناى هستى ، داد سخن داده و مانند يك دانشمند جهان بين و طبيعت نگر همهء آنها را گوشزد كرده است ، و آن گوشزدها با اعتقاد به سنت و عادت كه در كلمات عدهاى از متكلمين دورانهاى گذشته ديده مىشود ، شبيه به تناقضى است كه راه حل صحيحى ندارد . جلال الدين وقتى كه مىگويد :
اين جهان و آن جهان زايد ابد
هر سبب مادر اثر از وى ولد
قانون عليت را از سطح يك جريان سنتى و عادى بالاتر مىبرد .
بنا بر اين مىتواند به همان نظريهاى كه ما از مجموع ابيات مربوط به اين مسئله را استنتاج كرديم معتقد شود و آن عبارت از اين است كه تمام ضرورتها و قوانين همه و همه مربوط به روبناى جهان هستى بوده و اين رو بنا در مقابل عظمت الهى و سيطرهء او مانند تصور ناچيزى است كه روح انسانى در ميان ذهن نمودار مىسازد . بلكه با نظر به مبحث زير : جلال الدين به اعتقاد به نظريهاى كه ما ابراز كرديم مجبور است . او مىگويد :
11 - نگرش در عليت و اعتقاد بان براى جويندگى راهرو و خود جوينده لزوم دارد .
ليك اغلب بر سبب راند نفاذ
تا بداند طالبى جستن مراد
هامش
( 1 ) دفتر پنجم ، ص 305 بيت 17 و 18 و 19 . .