در مىآورد وقتى آن ميل در يك موضوع خيالى مستهلك شد ، خود ميل ساقط و موضوع خيالى از انسان مىگريزد .
هم اكنون در اين زندگانى پر و بالت را خسته و فرسوده مساز ، تو داراى پر و بالى هستى كه با آن پر و بال به سوى رضوان الله پرواز خواهى كرد .
اين مردم نادان خيال مىكنند كه عيش و عشرتها مىكنند و در لذايذ غوطه وراند آنان نمىدانند كه پر و بال خود را از ريشه بر مىكنند .
شرح اين امر وامى است كه به گردن دارم ، قدرى مهلتم بده كه فعلا به جهت ناتوانى از شرح امر سر باز مىزنم .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 493
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩٣