روحى كه واله شده است نه پس مىبيند نه پيش .
مردان دلاور در ميدان جنگ از ضربه شمشير دست و پاشان بريده مىشود و چون تمام قواى دماغى آنها به پيكار متمركز است ، همان دست بريده را بلند مىكنند كه آن را به كار بيندازند و در آن موقع نمىفهمند كه چه شده است ؟ دستش بريده و خون فراوان از آن رفته است
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 332
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٢