تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 450

مساهمون:

ص٤٥٠
اين روايت از طرق متعدّد نقل شده است . « 1 » - ( 1 ) ابو عمر زاهد به اسناد خود از ابن عبّاس مىگويد : محمّد مصطفى ( ص ) يك روز كه شادمان بود فرمود : « منم آن جوانمرد ، فرزند جوانمرد و برادر جوانمرد . » اين سخن پيامبر ( ص ) كه : « من جوانمردم » زيرا كه جوانمرد عرب بود به اجماع يعنى سرور همهء آن‌ها به شمار مىآمد ، و اين سخن ايشان كه « پسر جوانمردم » اشاره دارد به ابراهيم خليل در اين آيهء شريفه :
قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَهُ إِبْراهِيمُ
، « 2 » و اين كه فرمود : « برادر جوانمردم » يعنى برادر على ( ع ) هستم ، و اين همان مفهوم سخن جبرئيل است در روز بدر كه خبر پيروزى را به آسمان برد در حالى كه از شادى فرياد مىكرد : « لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتى الّا علىّ . » ( 2 ) ابن عبّاس مىگويد : ابو ذر را ديدم كه خود را به پردهء كعبه آويخته بود و مىگفت : هر كه مرا شناخت كه شناخت و هر كه مرا نشناخته من ابو ذر هستم . اگر آن قدر روزه بگيريد كه پيكرتان چونان نخ شود و اگر آن قدر نماز بگزاريد كه پشتتان خميده گردد بدون دوستى على سودى نرساندتان . اينك كه چنين روايتى را زاهدترين مردم در ميان اهل سنّت يعنى ابو عمر زاهد نقل مىكند ديگر چگونه مىتوان امام ( ع ) را ناديده گرفت ، مگر آن كه محبّت دنيا و رياست‌طلبى در كار باشد .
هامش
( 1 ) احقاق الحق 6 / 23 - 12 . ( 2 ) انبياء / 60 ؛ گفتند : شنيده‌ايم جوانى به نام ابراهيم از آن‌ها سخن مىگفته است .