( 1 ) اسماء بنت عميس و ابن عبّاس در بارهء آيهء
وَ صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ
« 1 » - گفتهاند : از پيامبر ( ص ) شنيديم كه مىفرمود : صالح المؤمنين ، على بن ابى طالب ( ع ) « 2 » - است . « 3 »
هامش
( 1 ) تحريم / 4 ؛ و مؤمنان شايسته .
( 2 ) همان .
( 3 ) مصنّف در كشف المراد / 418 مىگويد :
مفسّران ، اتّفاق نظر دارند كه مقصود ازصالِحُ الْمُؤْمِنِينَعلى ( ع ) است و مولى در اين آيه ، همان ياور است ، زيرا قدر مشترك ميان خدا و جبرئيل مىباشد و حضرت ( ع ) در مقام سوم قرار گرفته است و كلمهء « مولى » در هر سه مورد در اين سخن پروردگارإِنَّ اللَّهَ هُوَمولاه حصر يافته است . » علّامهء بياضى در صراط المستقيم 1 / 287 در بيان مفهوم« صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ »مىگويد :
« مقصود از آن « اصلح » است . پس اينك كه على ( ع ) ، اصلح است مقدّم داشتن او به صواب ، نزديكتر است ، و از آن جا كه كفهء فضيلت او سنگينتر است پس اعتقاد به امامت او پرسودتر خواهد بود . » علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 32 - 31 مىگويد :
« اينك كه بنا به نقل خاصّ و عامّ و به طرق گوناگون دانستيد كه مقصود از « صالح المؤمنين » در اين آيه ، امير المؤمنين ( ع ) است و چنان كه سيّد مرتضى - رحمه اللَّه - گفته ، شيعيان در آن اجماع دارند پس برترى حضرت ( ع ) از دو روى ثابت مىگردد :
اوّل : روا نيست خداوند پس از ذكر نام خود و جبرئيل ( ع ) ، از كسى خبر دهد كه پس از همداستانى همه عليه پيامبر ( ص ) به دو يارى رساند مگر آن كه اين كس نيرومندترين فرد در يارى رساندن به پيامبر ( ص ) و نفوذ ناپذيرترين رزمنده در دفاع از حضرت ( ص ) باشد . آيا چنين نيست كه اگر حكومت سلطانى از سوى برخى دشمنان ستيزه گرش با تهديد رو به رو شود مىگويد : در من طمع نكنيد و پيش خود سخن از چيرگى بر من مگوييد ، زيرا فلان و به همان ياران من هستند . او در اين هنگام از كسانى نام مىبرد كه بيشترين يارى را به دو مىرسانند و در دلاورى پرآوازهاند و براى اين سلطان ، نيكو پدافند مىكنند و يارى جانانهاى به دو مىرسانند و اين خود دليل آن است كه على ( ع ) دلاورترين يار و ياور پيامبر اكرم ( ص ) بوده است .
دوم : اين سخن پروردگار : « صالح المؤمنين » دلالت بر اين دارد كه حضرت ( ع ) بنا به عرف و استعمال ، از همگان اصلح است ، زيرا هر گاه كسى بگويد : فلانى دانشمند مردم خود و زاهد شهروندان خويش است تنها اين مفهوم از سخن او دريافت مىشود كه اين شخص داناترين و زاهدترين آنهاست . پس اينك كه برترى حضرت ( ع ) به اين دو دليل به اثبات رسيد ثابت مىگردد كه روا نخواهد بود ديگرى را بر او پيشى داشت .
زيرا قبيح است مفضول ، پيش داشته شود . » شيخ مظفّر در دلائل الصّدق / 230 مىگويد :
« اينك كه دانستيد منظور از « صالح المؤمنين » يگانهترين آنهاست در شايستگى ، خواهيد دانست كه حضرت ( ع ) شايستهترين فرد است به امامت ، زيرا امامت ، منزلتى دينى است كه لياقت آن را ندارد مگر كسى كه در يارى رساندن صالحترين و نيرومندترين باشد . » او در بيان « ان تظاهرا » در آيهء شريفه مىگويد :
« خداوند در اين آيه مىخواهد دو زن پيامبر [ عائشه و حفصه ] را بيم دهد . بار خدايا ! اين دو چه قدر به سرور پيامبران ( ص ) آزار رساندند و چه نيرنگهاى بزرگى به كار زدند تا جايى كه پيامبر ( ص ) براى بازداشتن آنها مجبور شد با نصرت خدا و جبرئيل و على - كه در يارى رساندن به پيامبر ، سرزنش سرزنشگران را به هيچ نمىانگاشت - تهديدشان كند ، در صورتى هم كه بر صبر آنها اعتماد ورزيم همهء فرشتگان پشتيبان حضرت ( ص ) خواهند بود و آدمى از نفرين اين جمع كثير در امان نخواهد ماند . چه بزرگ بوده نابكارى اين دو تا آن جا كه خداوند دو زن نوح و لوط را براى آنان مثال آورده است . پس درنگ كن و به شگفت آى ! ! . »