هامش
زيرا پيامبر ( ص ) در روايت عبد الملك بن جابر فرموده است همهء آنها از بنى هاشم هستند ، و مسكوت گذاشتن اين سخن پيامبر ( ص ) اين روايت را تقويت مىكند ، زيرا آنها خلافت بنى هاشم را دوست نمىداشتند ، چنان كه اين حديث را نمىتوان بر سلاطين عبّاسى حمل كرد كه شمار آنها نيز از دوازده تن بيشتر بوده است و اعتنايى به اين آيهء كريمه :قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبىو حديث كساء نداشتهاند . پس ناگزير بايد اين حديث را بر دوازده امام اهل بيت و عترت پيامبر ( ص ) حمل كرد ، زيرا آنها داناترين و بزرگوارترين و پاكدامنترين و پرهيزكارترين شخصيتهاى زمان خود بودهاند كه نسبشان از همه والاتر و حسبشان از همه گرانقدرتر بوده است ، نزد خداوند گرامىترين افراد به شمار مىآمدهاند و علومى كه از پدرانشان برگرفته بودند از راه وراثت و لدنى بودن به جدّشان پيامبر ( ص ) مىرسد و اهل علم و تحقيق و اهل كشف و تدقيق آنها را معرفى كردهاند . حديث ثقلين و احاديث آمده در اين كتاب و كتابهاى ديگر تأييد مىكنند و گواهى مىدهند كه مقصود پيامبر ( ص ) ، دوازده تن از اهل بيتش بوده است ، و مقصود پيامبر ( ص ) در روايت جابر بن سمره كه : « همهء امّت بر آنها همداستان خواهند شد » اين است كه همهء امّت به هنگام ظهور قائم آنها مهدى - رضى اللَّه عنه - به امامت همهء آنها اعتراف خواهند كرد . » اربلى در كشف الغمه 1 / 58 چنان كه علم اليقين 1 / 415 - 414 از او نقل مىكند مىگويد :
« اين كه امامان ( ع ) از خلافت منع شدند و از منصبى كه خدا بر ايشان برگزيده بود كنار نهاده شدند و افراد ديگرى در برابر آنها به صحنه آمدند ، خدشهاى به مسأله وارد نمىكند ، چنان كه تكذيب مكذّبان به نبوّت پيامبران خدشهاى وارد نكرد و به سبب انحراف منحرفان ، ترديدى به دل آنها راه نيافت و وارد كردن اشكال از سوى جمعى چهرهء نيكوى آنها را نيالود و مخالفت دشمنان و اعلان جنگ آنها و سركشى آشكار اين جماعت ، گردى بر شرافت اين بزرگواران ننشاند . » شيخ مظفّر در دلائل الصدق 2 / 495 - 488 اين سخن را روشن مىكند كه ما چكيدهاى از آن را بيان مىكنيم :
« پيامبر ( ص ) فرمود : پيوسته خلافت در ميان قريش خواهد بود تا زمانى كه از مردم تنها دو تن باقى بمانند .
مقصود از اين سخن ، حصر امامت شرعى است در قريش مادامى كه مردم برقرارند نه سلطهء ظاهرى كه بيشتر از آن غير قرشيان بوده است ، و اين خود قرينهاى است بر آن كه مقصود از حديث اوّل ، حصر خلفاى شرعى است در دوازده تن كه جز با مذهب ما راست نمىآيد . »