در آن هنگام در منطقهء ما انگور يافت نمىشد . با شكم پر بازگشتيم در حالى كه از سبد چيزى كاسته نشده بود . او به من گفت : يكى از اين دو جامه را براى خود بردار . گفتم :
نيازى به جامه ندارم . گفت : از جلوى چشم من دور شو تا آن دو جامه را بپوشم . آن دو جامه را پوشيد و لباس كهنه را در دست گرفت و فرود آمد . من هم در پى او به راه افتادم .
گدايى او را ديد و گفت : مرا بپوشان [ خداوند تو را بپوشاند ] اى پسر دختر پيامبر خدا . او هم لباس كهنه را به گدا داد . در پى گدا رفتم و به او گفتم : اين كيست ؟ گفت : اين جعفر بن محمّد الصادق ( ع ) است .
( 1 ) سفيان [ ثورى ] سالى حج گزارد و گفت : جعفر بن محمّد ( ع ) را ديدم و هيچ حاجى را نظير او نديده بودم كه در مشعرها بايستد و چنين سخت گريه و زارى كند . چون به عرفه رسيد كنارى از مردم را برگزيد و در آن موقف ، بسيار دعا كرد . سپس انگورى از آسمان بر او فرود آمد و فرمود : اى سفيان ! آيا مىدانى چند تا حاجى است ؟ گفتم : خدا و پسر پيامبرش آگاهتر است . پس فرمود : اى سفيان ! چهار صد هزار حاجى هستند و تنها چهار تن از آنها حجى صحيح و پذيرفته دارند و خداوند حج همه را به سبب حجّ اين چهار نفر مىپذيرد .
اخبار در فضايل آنها بيش از آن است كه به شماره درآيد .
( 2 ) در جمع بين صحيحين به نقل از جابر بن سمره « 1 » - آمده است كه گفت : از پيامبر ( ص ) شنيدم كه مىفرمود : پس از من دوازده امير خواهند بود كه همگى از قريش هستند .
( 3 ) در مسند احمد بن حنبل « 2 » - به نقل از مسروق آمده است كه گفته : به همراه عبد اللَّه بن مسعود در مسجد نشسته بوديم . مردى نزد او آمد و گفت : اى ابن مسعود ! آيا پيامبرتان به شما گفته است پس از او چند خليفه خواهد بود ؟ ابن مسعود گفت : آرى ، به شمار پيشوايان بنى اسرائيل ، ( 4 ) و پيامبر ( ص ) به حسين ( ع ) فرموده است : اين پسر من امام [ برادر امام ] ، [ پسر امام ] پدر نه امام [ و ] نهمينشان قائم ايشان است . « 3 »
هامش
( 1 ) علّامهء عسكرى احاديث به اين مضمون را در مقدّمهء خود بر مرآة العقول 1 / 24 آورده است .
( 2 ) مسند احمد 1 / 406 ؛ و نظير آن در همين كتاب 1 / 398 آمده است .
( 3 ) شيخ صدوق در كمال الدين به نقل از نوبختى - از علماى بزرگ متقدّم ما مىگويد :
« از روشن ترين دلايل امامت ، آن است كه خداوند عزّ و جلّ ، نشانهء پيامبر ( ص ) را آن قرار داد كه داستان پيامبران ( ع ) گذشته را نقل مىكرد ، و از تورات و انجيل و زبور بىآن كه ظاهرا كتابت بداند يا مسيحى يا يهودىاى را ملاقات كرده باشد آگاهى كامل داشت و اين از بزرگترين معجزات حضرت ( ص ) بود . » او پس از اشاره به علم لدنى امامان مىگويد :
« نيز گروه امامان ( ع ) چنين است سنّتشان در علم كه هر گاه از حلال و حرام پرسيده شوند بىآنكه از كسى آموخته باشند پاسخهايى يكسان مىدهند . كدام دليل قوىتر از اين بر امامت ايشان . و ديگر آن كه پيامبر ( ص ) آنها را نصب كرده و تعليم داده و علم خود و پيامبران پيش از خود را بديشان سپرده است . آيا معمولا ما كسى را مىبينيم كه همچون محمّد بن على و جعفر بن محمّد ( ص ) بىآنكه از كسى بياموزند چنين افاضاتى داشته باشند ؟ . » بنگريد به : علم اليقين 1 / 414 - 413 .
فيض كاشانى در همان مأخذ / 413 مىگويد :
« اين روايت و امثال آن در كتب عامّه ، فراوان آمده است ، و در نزد ما با نصوص واضح و آشكار و مفصّل به چنان تواترى رسيده كه هيچ گونه ترديدى در آن راه ندارد . هر يك از امامان ( ع ) به امام بعدى تصريح كرده است و امامت او و نام و وصفش را به آگاهى اصحابش رسانده است ، و پاكى و صداقت همهء آنها نزد تمامى معتبران مسلمان ، اثبات شده است ، و اين از نخستين دلايل حجيّت شخص آنهاست براى كسانى كه در فضل و وضع آنها اختلاف يافتهاند . نيز عصمت آنها و ولايت الهى آنها نزد ما ثابت است ، و شرافت و فضيلت و حجيّت آنها با كندو كاو در آثار و معارفشان چنان هويدا مىگردد كه ديگر جايى براى ترديد باقى نمىماند . » شيخ قندوزى حنفى در ينابيع المودّة ذيل روايت پيامبر ( ص ) كه فرمود : « بر شما باد سنّت من و خلفاى راشدين » چنان كه در خلاصة عبقات الانوار 2 / 358 - 357 از او نقل شده است مىگويد :
« احاديثى كه دلالت بر آن دارد شمار جانشينان پس از پيامبر ( ص ) دوازده تن هستند از طرق فراوان ، شهرت يافته است و با شرح زمان و تعريف كون و مكان دانسته مىشود كه مقصود پيامبر ( ص ) از حديث خود چنين است : دوازده امام از اهل بيت و عترت او . چه ، امكان ندارد اين حديث بر اصحاب جانشين او حمل گردد كه شمارشان از دوازده كمتر است ، چنان كه نمىشود آن را بر سلاطين اموى حمل كرد كه شمارشان از دوازده بيشتر است و جز عمر بن عبد العزيز آشكارا ستم مىكردهاند و از بنى هاشم هم نبودهاند ،