تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
( 1 ) هنگامى كه آيهء مباركهء :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
« 1 » - نازل شد حضرت ( ص ) خواص خاندان و عشيرهء خود را كه فرزندان عبد المطّلب بودند در خانهء ابو طالب گرد آورد . آن‌ها چهل تن بودند . حضرت ( ص ) به على ( ع ) دستور داد ران گوسفندى را با يك مدّ طعام گندم بپزد و يك صاع شير برايشان فراهم آورد . معروف بود كه يكى از آن‌ها مىتواند [ در يك وعده ] تنهء گوسفندى را بخورد و يك مشك نوشيدنى را بياشامد ، پس تمامى اين گروه از اين خوراك اندك بخوردند تا سير شدند و غذا كم نيامد . آن‌ها از اين امر شگفت زده شدند و نشانهء پيامبرى حضرت ( ص ) براى ايشان آشكار شد . سپس پيامبر ( ص ) فرمود : اى فرزندان عبد المطلب ! خداوند مرا به سوى مردم به طور كلّى و به سوى شما به طور خاص فرستاده و فرموده است :
وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ
، و من شما را به دو سخن فرا مىخوانم كه بر زبان سبك و در ترازوى الهى بسى سنگين است و در پرتو اين دو سخن مىتوانيد اختيار عرب و عجم را به دست گيريد و آن دو ملت تسليم فرمان شما خواهند شد و با آن دو به بهشت در خواهيد آمد و از آتش رهايى خواهيد يافت : شهادت به اين كه خدايى جز اللَّه نيست و من پيامبر خدايم ، پس هر كه مرا در اين امر اجابت كند و در پرداختن بدان يارىام رساند برادر ، وزير و وصى [ و وارث ] و جانشين پس از من خواهد بود « 2 » ، ولى هيچ كس پاسخى به او نداد .
هامش
( 1 ) شعراء / 214 ؛ خويشان نزديك خود را هراس ده . ( 2 ) شيخ طوسى در رسالة الاعتقادات كه در رسائل عشر / 106 چاپ شده مىگويد : « دليل اين كه امام حقّ ، پس از پيامبر ( ص ) ، امير المؤمنين ( ع ) است نصّ متواتر پيامبر است در خلافت على و حال آن كه بر هيچ كس جز او - همچون ابو بكر و عبّاس - نصّى ندارد ، نصّى نظير اين سخن كه مىفرمايد : « تو برادر ، و وزير و جانشين پس از منى . » دليل ديگر امامت على آن است كه او معصوم مىباشد و بنا به اجماع مسلمانان ، كسى جز او معصوم نيست . » ابن بطريق در عمده / 91 مىگويد : « اين گونه اخبار رسيده از ابن حنبل و ثعلبى و ابن مغازلى و ديلمى بدون ترديد بر لفظ خلافت حضرت ( ع ) تصريح دارند ، پس بايد به اين نكته توجّه شود كه همان كافى است و براى كسى كه با ديدهء انصاف در آن تأمّل كند قانع‌كننده خواهد بود و ديگر هر چه جز لفظ خلافت باشد سخنى است از روى زارى كه نورى براى طالب آن به دست نمىدهد و دليلى نيست كه از آن بهره‌اى گرفته شود و دانش افزوده‌اى نخواهد بود » . شيخ مظفّر در دلائل الصدق 2 / 368 مىگويد : « امّا انكار دلالت آن بر نفى خلافت ديگران ، ضرورتا ستيزه‌جويى خواهد بود ، زيرا كدام دليل صريح‌تر از اين نفى پيامبر ( ص ) كه : ( خليفهء پس از من ) و اگر قيد ( من بعدى ) بر اين دلالت نداشته باشد بنا به نص ، خلافت بلا فصل هيچ كس به اثبات نمىرسد ، و اى كاش مىدانستم چرا وصيّت ابو بكر براى عمر ، نصّ خلافت بلا فصل اوست ولى وصيّت پيامبر براى امير المؤمنين چنين نيست ؟ آيا وصيّت پيامبر در بلا فصل بودن ، صريح‌تر از وصيّت ابو بكر و وصاياى ديگر سلاطين براى وليعهدهايشان نيست ؟ [ ص 103 - 83 ] . » در اين باره رجوع كنيد به اللوامع الالهيه / 282 ( حاشيه صفحه ) . شيخ طوسى در تلخيص الشافى 2 / 164 مىگويد : « اين سخن حضرت ( ص ) : « هر يك از شما كه مرا در اين امر يارى رساند برادر و وصىّ و جانشين پس از من خواهد بود » . نمىتواند خبرى باشد كه در آينده تحقّق مىيابد ، زيرا پيامبر ( ص ) اين منزلت‌ها را بخشى از دعوت در بيعت با خويش قرار داده بود و آن را همچون ترغيبى بر زبان آورده بود و بنا بر اين صحيح نيست لفظ بر خبر ، حمل گردد و درستش چنين است كه بر ايجاب حمل شود و گويى حضرت ( ص ) فرموده است : « هر كه از ميان شما با من بيعت كند ضرورتا برادر ، وصى و جانشين پس از من خواهد بود . » بر اساس آن چه پيش‌تر گفته شد خلافت از منازلى همچون وصيّت و اخوّت به شمار آمد كه غرض از آن‌ها ايجاب است نه خبر و نظير همين معنى در لفظ خلافت هم وجوب مىيابد ، زيرا محال است پيامبر برخى از منازل را بر برخى برترى دهد و منظور حضرت ( ص ) از همهء آن‌ها ايجاب باشد نه خبر جز در مقام خلافت ، چرا كه آن ، خروجى است از نظم سخن » . بنگريد به : الرسائل العشر / 97 ، تقريب المعارف / 137 .
كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 264 | العلامة الحلي / حميد رضا آژير