با من گفتگو كرد . پس به من الهام كرد تا گفتم : بار خدايا ! تو با من سخن گفتى يا على ؟
خداوند فرمود : اى احمد ! من چيزى هستم نه همچون چيزها و با مردم سنجيده نمىشوم و با نظاير توصيف نمىگردم . تو را از نور خود آفريدم و على را از نور تو خلق كردم ، پس بر نهفتههاى قلبت آگاهى يافتم و ديدم در قلب تو هيچ محبوبتر از على بن ابى طالب نيست و از همين رو با زبان او با تو گفتگو كردم تا دلت آرام گيرد .
( 1 ) در كتاب كفاية الطالب « 1 » - از حافظ ابو عبد اللَّه شافعى به اسناد او به نقل از ابو برده آمده است كه گفت : پيامبر ( ص ) فرموده است : همانا خداوند على را به من سخت سفارش كرده است پس عرض كردم خدايا ! آن را براى من روشن كن . پس فرمود : گوش كن . پس عرض كردم : گوش مىكنم . پس فرمود : همانا على ، پرچم هدايت و پيشواى اوليا « 2 » . و نور كسى است كه مرا فرمان برد و همان كلمهاى است كه آن را براى پرهيزكاران الزامى داشتم . هر كه او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است ، پس او را به اين مژده بده ، پس على آمد و من او را بدين مژده دادم .
على عرض كرد : يا رسول اللَّه ! من بندهء خدا و تحت اختيار اويم و اگر مرا عذاب كند به سبب گناهانم خواهد بود و اگر آن شود كه تو مرا بدان مژده دادى خداوند اختيار دار من است . پيامبر مىگويد : پس گفتم : بار خدايا قلب او را صيقل ده ايمان را آبشخور او قرار ده . خداوند عزّ و جلّ فرمود : با او چنين كردم . سپس خداوند به آگاهى من رساند كه او را به چنان بلايى اختصاص دهد كه هيچ يك از اصحاب مرا بدان اختصاص نداده است .
پس عرض كردم : بار خدايا ! او برادر و همراه من است . پس فرمود : اين چيزى است كه رقم زده شده است ، او بدان بلا گرفتار خواهد شد .
( 2 ) از عمّار بن ياسر « 3 » - روايت است كه گفت : پيامبر ( ص ) فرمود : هر كه را به من ايمان
هامش
( 1 ) كفاية الطالب / 73 - 72 .
( 2 ) سيد حامد حسين در خلاصهء عبقات الانوار 5 / 282 مىگويد :
« اين حديث نيز به وضوح ، مفيد مطلوب است ، به ويژه اين كه پيامبر ( ص ) امام ( ع ) را « پيشواى اوليا » توصيف مىكند ، و همين به تنهايى قصد ما را ثابت مىكند » .
( 3 ) كفاية الطالب / 74 .