محمّد ( ص ) را در كفّهاى از ترازو نهند و عمل على ( ع ) را در كفّهء ديگر ، عمل على بر همهء اعمال آنها برترى دارد . ربيعه گفت : اين سخنى است كه كسى بهايى بر آن ننهد و بر على حملش نكند . حذيفه گفت : اى نادان چگونه بر على حمل نمىشود ! كجا بودند ابو بكر و عمرو و حذيفه و همهء اصحاب محمّد روزى كه عمرو بن عبد ودّ به مبارزه مىطلبيد و همهء مردم جز على از مبارزه با او خوددارى كردند و تنها على به مبارزه با او برخاست و از پايش درآورد . سوگند به خدايى كه جان حذيفه در دست قدرت اوست اين كار او در آن روز پاداشى سترگتر دارد از همهء اعمال اصحاب محمّد تا روز رستاخيز . « 1 » -
( 1 ) چون گروهها به شكست كشانده شدند ، پيامبر ( ص ) آهنگ بنى قريظه كرد و على را به همراه سى تن از خزرجيان بدان جا فرستاد و فرمود : ببين آيا بنى قريظه به دژهاشان فرود آمدهاند ؟ حضرت ( ع ) چون بديشان نزديك شد از آنان سخنان ناهنجار شنيد ، پس نزد پيامبر ( ص ) بازگشت و به او خبر داد . على رفت تا به محدودهء منطقهء آنها رسيد ، پس كسى از آنها او را بديد و ندا درداد كه : قاتل عمرو سوى شما مىآيد و ديگرى نيز چنين گفت و بدين ترتيب به شكست كشانده شدند و امير المؤمنين ( ع ) پرچم را در دل دژ بر زمين نشاند و آنها در حالى از على ( ع ) استقبال مىكردند كه به پيامبر ( ص ) دشنام مىدادند . پيامبر ( ص ) به آنها ندا داد كه : اى همانندان ميمون و خوك ! اگر ما به عرصهء جماعتى درآييم ناگوار بامدادى خواهند داشت هشداردهندهگان . گفتند : يا ابو القاسم ! تو نه نادان بودى نه اهل دشنام . پس پيامبر ( ص ) شرم كرد و بازگشت و آنها را بيست و پنج شب محاصره كرد تا آن كه از او خواستند به حكم سعد بن معاذ تن دهد و سعد حكم به كشتن مردان و به اسارت گرفتن كودكان و زنان و تقسيم اموال صادر كرد . پيامبر دستور داد مردان را كه شمار آنها نهصد تن بود به مدينه در بعضى از خانههاى بنى النّجار فرود آورند و خود از راهى خارج شد و دستور داد آنها را نيز خارج كنند و به امير المؤمنين فرمان داد آنها را در خندق بكشد و على ( ع ) نيز فرمان را به اجرا درآورد . « 2 » -
( 2 ) در جنگ بنى المصطلق پيروزى از آن حضرت ( ع ) شد و امير المؤمنين مالك و پسرش
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد / 53 + شرح النهج معتزلى 19 / 60 - 61 .
( 2 ) همان 2 / 233 - 245 + ارشاد مفيد / 57 + مناقب ابن شهر آشوب 1 / 197 .