تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣

به وجود آمدن موسى عليه السلام و آمدن عوانان به خانهء عمران و وحى آمدن به مادر موسى عليه السلام كه وى را در آتش انداز

( ( 948 ) ) خود زن عمران كه موسى زاده بود دامن اندر چيد از آن آشوب زود بعد از آن دستان كه آن سگ با زنان كرد ديگر بين چه آورد آن زمان ( ( 949 ) ) پس زنان قابله در خانه ها بهر جاسوسى فرستاد آن دغا ( ( 950 ) ) غمز كردندش كه اين جا كودكيست نآمد او ميدان كه در وهم و شكيست ( ( 951 ) ) اندرين كوچه يكى زيبا زنى است كودكى دارد و ليكن پر فنى است ( ( 952 ) ) چون عوانان آمدند آن طفل را در تنور انداخت از امر خدا ( ( 953 ) ) امر آمد سوى زن از دادگر كه ز اصل آن خليل است اين پسر در تنور انداز موسى را تو زود تا نگه داريمش از هر نار و دود ( ( 954 ) ) عصمت يا نار كونى بارداً لا تكون النار حراً شارداً ( ( 955 ) ) زن به وحى انداخت او را در شرر بر تن موسى نكرد آتش اثر پس عوانان خانه را جستند زود هيچ طفلى اندر آن خانه نبود ( ( 956 ) ) پس عوانان بىمراد آن سو شدند باز غمازان كز آن واقف بُدند ( ( 957 ) ) با عوانان ماجرا برداشتند پيش فرعون از براى دانگ چند ( ( 958 ) ) كاى عوانان باز گرديد آن طرف نيك نيكو بنگريد اندر غرف باز گشتند آن عوانان جملگان تا بجويند آن پسر را آن زمان

آيه

« قُلْنا يا نارُ كُونِي بَرْداً وَسَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ 21 : 69 . » ( 1 ) ( به آتش گفتيم : اى آتش خنك و سلامت و تسليم باش به ابراهيم ) . توضيح - داستان مادر موسى عليه السلام و چگونگى مخفى ساختن حمل خويش

هامش
( 1 ) سوره الانبياء ، آيهء 69 . .