فرعون تا نه ماه روز شمارى مىكرد كه مبادا تير قضاى الهى كه دشمن را نابود مىكند از كمان و مشيت خداوندى پرتاب شود . [ اما فرعون با اين روز شمارى به ريش خود مىخنديد ] زيرا هر كس كه بخواهد در مقابل قضا قد علم كند و به قضا شبيخون بزند ، سر نگون گشته و خون خود را خواهد خورد .
وقتى كه يك موجود مكانى بخواهد حمله بر مشيت لا مكانى ببرد ، او خون خويش را مىريزد و بلاها را به جان خود مىخرد . چنان كه اگر زمين بخواهد از در خصومت با آسمان در آيد ، به شوره زارى مبدل گشته و در مرگ فرو مىرود .
چطور ممكن است نقش با نقاش خود گلاويز شود و پنجه بزند ؟ چنين نقشى ريش و سبيل خود را بر مىكند .
[ توضيح - پيش گويان فرعونى عدم موفقيت خود را در بارهء تولد موسى عليه السلام به دو چيز مستند ساختند : قضاى الهى و ديو ( شيطان ) پليد . اين شبيه به تناقض است ، ولى اگر مقصود از استناد به شيطان به معناى تحريك جبرى آن بوده باشد ، تناقض بر طرف مىگردد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 480
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٨٠