تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 625

مساهمون:

ص٦٢٥
هيچ دام گرفتار كننده‌اى در مقابل اينان ناتوان نيست ، بال و پر خود را مىشكنند و دايما در دام گرفتار مىشوند . بياييد عمر خودتان را در گره گشايىهاى بىهوده صرف نكنيد ، باشد كه بال و پر خود را در اين تكاپوى بىاصل و بىهدف از دست ندهيد . در اين دنياى خطرناك بال و پر صدها هزار پرنده شكسته و نتوانسته‌اند كمين عوارض و مخاطرات را ببندند . برو ، حال اين گروه ها را در قرآن مجيد بخوان كه مىفرمايد : « ما آبادىهايى را هلاك كرديم كه از حيث صولت و نيرو شديدتر بودند ، آنان در همه شهرها نقب زدند و نفوذ كردند ، آيا در مقابل بلاى ما چاره‌اى داشتند ؟ » شما در داستان پيشين ديديد كه نزاع فارس و ترك و عرب و رومى در موضوع انگور و عنب پس از آن همه كشمكش و زد و خورد به جايى نرسيد ، آن دويىها و خصومتها خلاص شدنى نخواهد بود ، اى گروه پرندگان كه مانند باز با يكديگر در نزاع و جدال هستيد ، بانگ طبل باز شهريار را بشنويد . در هر طرفى كه قرار گرفته و در هر موضوعى كه اختلاف مىورزيد ، شادمان به سوى اتحاد روانه شويد ، در هر كجا كه باشيد رو به سوى كعبهء اتحاد بر گردانيد ، اين همان است كه خدا شما را از آن نهى فرموده است . مىدانيد چرا ما مانند مرغان نابينا نتوانستيم با يكديگر سازگار باشيم ، براى اين كه حتى براى يك لحظه هم سليمان را كه زبان همهء ما را مىداند نشناختيم . ما همانند جغدان ويرانه نشين در صدد خصومت با بازهاى نيرومند الهى بر آمديم . در نتيجه منزلگه دايمى ما ويرانه هاى محقر گشت . ما از نهايت نادانى و كورى قصد آزار عزيزان الهى مىكنيم . آن دسته از پرندگان كه از دمهاى عيسوى سليمان صفتان روشن مىباشند ، امكان ندارد كه بال و پر مرغان بىگناه را بكنند ، بلكه مىكوشند كه به سوى پرندگان عاجز دانه ها را