تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

سجده كردن مسيح و يحيى عليهم السلام مادر يكديگر را

مادر يحيى چو حامل بد از او بود با مريم نشسته روبرو ( ( 3602 ) ) مادر يحيى به مريم در نهفت پيشتر از وضع حمل خويش گفت ( ( 3603 ) ) كه يقين ديدم درون تو شهيست كه اولو العزم و رسول آگهيست ( ( 3604 ) ) چون برابر اوفتادم با تو من كرد سجده حمل من اندر ز من ( ( 3605 ) ) اين جنين مر آن جنين را سجده كرد كز سجودش در تنم افتاد درد ( ( 3606 ) ) گفت مريم من درون خويش هم سجده‌اى ديدم ز طفلم در شكم

تفسير ابيات

هنگامى كه مادر يحيى عليه السلام به او حامله بود ، با مريم ( مادر عيسى عليه السلام روبه رو نشسته و در پنهانى در بارهء حملش با او سخن مىگفت : كه مريم به طور يقين در درون تو شخص بزرگى ديدم كه از پيامبران اولو العزم و رسول آگاه است ، وقتى كه با تو روبه رو نشستم ، كسى كه در بطن من است به همان شخصى كه در درون تست سجده كرد [ جنين من به جنين تو سجده نمود ] ، به حدى كه من در بدنم احساس درد كردم ، مريم عليها السلام گفت : من هم احساس كردم كه محمول من سجده مىكند .