امروزه فعاليتهاى مغزى جوانان اغلب كشورهاى متمدن و پيروان آنها به تنزل اسف انگيزى دچار شده است ، به طورى كه با ملاحظهء نسبت گيرى مىتوان گفت : در تاريخ بشرى اين تنزل سابقه نداشته است ، يا حد اقل مىتوانيم بگوييم : با ملاحظه همهء عوامل مربوطه و انگيزه ها و شرايطى كه مىتواند و بايستى منحنى تفكرات جوانان امروز را در نقاط بسيار عالى نشان بدهد ، بالعكس نقاطى را كه منحنى فعاليتهاى مغزى امروز جوانان را نشان مىدهد ، پايينتر از آن است كه بتوان تصور نمود .
باعث اين سقوط ، تقويت يك يا چند غريزهء طبيعى است كه انديشه هاى متفكر نماها ، سوداگرى سوداگران ، به وجود آوردهاند . مهمتر از همه و بارزترين غريزهاى كه عوامل گوناگون دست به هم داده و آن را تشديد و تقويت نمودهاند غريزهء جنسى و انگيزه ها و عوارض آن مىباشد .
تشديد غريزهء جنسى دمار از روزگار تعقل و احساسات چنان در آورده كه يكى از دوستان مورد اطمينان اين جانب مىگفت : در پاى تخت يكى از كشورهاى متمدن كه نوابغ عالى قدر و فلاسفه ى بزرگ و نويسندگان شماره يك و سياست مداران خردمند به طور فراوان تربيت كرده است ، با مقدار فراوانى از جوانان شايد در حدود چهار صد نفر از 81 ساله تا 53 ساله با اشكال گوناگون تماس برقرار كردم و با ترتيب مخصوصى گفتگو را به جايى مىكشيدم كه موضوع انديشه و تعقل و استدلال مطرح شود ، آنان با بيانات مختلف و با تكان دادن شانه ها بيزارى خود را از تعقل و منطق و انديشه ابراز مىكردند .
نمىدانيم عاقبت اين وضعى كه براى بشريت پيش آوردهاند چه خواهد شد ؟ ولى به هر حال جوامع بشرى با اين وضع سقوط تعقل و منطق خود را تدريجاً اعلام مىدارد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 545
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٤٥