انسان رسوخ و استحكام پيدا مىكند ؟ از عادت بد . ( 1 ) وقتى كه به سبب اعتياد خوى معينى در انسان رسوخ كرد ، هر كس كه بخواهد آن عادت را از تو سلب كند خشمگين مىگردى ، كسى كه عادت به خوردن گل داشته باشد ، اگر شخصى بخواهد از گل خوارى او جلوگيرى نمايد ، آدم گل خوار با او دشمنى مىورزد ، بت پرستان با كسانى كه جلو بت پرستى را بگيرند دشمنى مىكنند ، آن شيطان پليد كه به حب رياست عادت كرده بود ، از روى نفهمى آدم را حقيرتر از خود ديد و به او سجده نكرد ، با خودش چنين گفت : آيا در دنيا بهتر از من هم سرورى وجود دارد كه مسجود من واقع شود ؟ اين حقيقت را بپذيريد كه سرورى جز بروح اولياء الله كه مانند ترياق است ، زهر كشندهاى است . كوه بلند و بالا هر اندازه هم كه پر از مار باشد چون در درونش ترياق وجود دارد ، لذا اثرى در كوه نمىكند . وقتى كه رياست پرستى با دماغ تو دمساز گشت ، هر كس كه تو را بشكند و مخالف رياست تو سخنى بگويد ، يا عملى كند دشمن قديمى و اصيل تو خواهد گشت . اگر كسى مخالف عادت تو حرفى بزند ، از درونت كينه ها در بارهء او بر مىخيزد و موج مىزند و با خود مىگويى كه او مىخواهد خوى محبوب تو را از تو ريشه كن نموده و خود را امير و سرور تو نمايد . اگر عادت بد و سركش در تو نبود ، چرا بايستى از مخالفت آن شخص آتشى در تو شعله ور شود ؟ نيز اگر آن عادت بد در تو مستحكم نشود [ و هنوز تو با ديدهء بىطرفى در آن
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 536
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٦
هامش
( 1 ) ممكن است اين مسئله براى بعضى اشخاص بعيد به نظر برسد كه شهوت كه يك پديدهء طبيعى است چه ارتباطى به عادت دارد ؟ در پاسخ اين سؤال مىگوييم : اصل جريان شهوت يك امر طبيعى است ، ولى شهوت را مدار زندگى قرار دادن و تمام امور زندگى را به عنوان وسيلهء شهوترانى قرار دادن امر ديگرى است كه ناشى از اعتياد است . اين مسئله مخصوص به شهوت نيست ، بلكه هر يك از غرايز و نيروهاى درونى را هنگامى كه از جريان طبيعىاش خارج نموده و راه افراط در آن پيش بگيريم ، مسلم است كه اين حالت افراط ناگهان و بدون سابقه نخواهد بود ، بلكه با تكرار در زياده روى تدريجاً شكل عادت به خود خواهد گرفت . .