به طور اختصار آن را بررسى مىكنيم :
لفظ مانند آشيانهء پرنده و معنا در آن مانند خود پرنده است .
اين مسئله كه رابطهء الفاظ با معانى خود چه رابطهاى است ، مورد گفتگو و مناقشات زيادى است . سه نظريهء مهم در توضيح رابطهء مزبور وجود دارد :
نظريهء يكم - مىگويد : بدان جهت كه دلالت الفاظ به معانى خود به جهت يك مناسبت ذاتى است ، لذا رابطه ميان لفظ و معنى ذاتى بوده وضع و استعمال روى همان مناسبت ذاتى صورت مىگيرد ، اين نظريه با موازين علمى موافقت ندارد ، زيرا ، اولًا : در هر يك از لغات دنيا كلمات مشترك لفظى فراوانى وجود دارد كه به معانى مختلف ، بلكه به معانى متضاد دلالت دارد ، مانند لفظ عين در عربى كه به اين معنى وضع شده است : چشم ، چشمه ، طلا ، رئيس ، جوهر و . . . گفته مىشود : لفظ عين در حدود هفتاد معنى دارد . قرء هم موقع پاكى زن است و هم به حالت حيض او وضع شده است . در فارسى شير : آن مايع آشاميدنى سفيد رنگ را گويند كه داراى ماهيت مخصوص است و به حيوان درندهء معروف نيز گفته مىشود و ايجاد ارتباط ميان اين معانى مختلف ، نوعى از خيالات است كه به هيچ منطقى تكيه نمىكند .
ثانياً - دلايلى كه به وجود مناسبت ذاتى ميان لفظ و معنى مىآورند ، از يك مشت ذوق پردازىهاى جزئى تجاوز نمىكند ، مثلًا مىگويند : در لغت عربى به اسب فرس مىگويند ، اين بدان جهت است كه اسب داراى فراست ( هشيارى ) است .
بسيار خوب ، چرا فراست به هشيارى وضع شده است ؟ يعنى مناسبت ذاتى هشيارى كه يك پديدهء درونى است با ف ، ر ، س ، ا ، ت چيست ؟ به ضافهء اين كه گاهى الفاظ مترادف فراوانى به يك معنى وضع و به كار برده مىشود ، مانند معناى شير درنده كه گفته شده است : در لغت عربى بيش از هزار اسم دارد ، تقسيم هر يك از نامهاى هزارگانه به حالات مختلف شير ، پس از تصحيح آنها در بعضى از موارد بقيه اش منجر به
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 472
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٧٢