دانشى كه اندوختهام جوهرى است كه با اعماق شخصيتم در آميخته است ، اين علم عرض ناپايدار نيست كه در مقابل كالاهاى پوشالى اغراض حيوانى به عنوان قيمت قرار بگيرد . علم من وسيلهء سوداگرى نيست .
دانشى كه بدين گونه جنبهء جوهرى پيدا كند ، شخصيت درونى آدمى را مىجوشاند ، اگر علم را به قند تشبيه كنيم در آن موقع روح انسانى كان قند و نيستان شكر است كه از درون مىرويد و كام عقل و وجدان آدمى را شيرين مىسازد .
حامل علمى كه از تنفر و انزجار مستمع و خريدار فرياد بر آورد و ناراحت شود ، اين حامل علم به دانش تحقيقى و اصيل دست نيافته است ، بلكه علمش از روى تقليد و آموزشهاى حرفه اى مىباشد .
اين بىخردان علم را براى دانه و محصول مادى فرا گرفتهاند نه براى روشنايى درونى ، چونان جويندگان دانش دنياى پستاند كه جز سود جويى مادى هدفى ندارند . اين علم فروشان كاسب براى تهيه كردن كالا براى عام و خاص اصطلاحات و جملاتى را در مغز خود ذخيره كردهاند كه به هر كه برسند مطابق طمعى كه در بارهء او دارند مقدارى از آنها را براى فروش عرضه مىكنند ، اين گونه دانشها براى رهايى از عالم پست ماده نبوده است كه آنان را به عظمت روحى شان نائل بسازد .
[ اين دانشمند نماهاى حرفه اى را مىتوان به موشى تشبيه كرد ] كه در لابلاى زمين به اين سو و آن سو مىدود و سوراخها مىكند ، در آن هنگام كه از روزنه اى به يك روشنايى برسد از آن روزنه روى بر مىگرداند و رانده مىشود و از فعاليت مىفتد .
اگر خداوند بزرگ آمادگى او را به بيند و پر و بال عقل به او عنايت فرمايد ، از آن مرتبهء پست موشى نجات يافته مانند پرندگان به پرواز در مىآيد ، اگر هم بال و پرى نصيبش نشود در همان زير خاكهاى تيره مانده از پرواز به عالم بالا در مىماند .
آرى ، اى كسانى كه در قلمرو دانش گام برمىداريد ، اين حقيقت را بدانيد و به آن اعتراف كنيد كه آن دانشهاى صورى كه فقط براى گفتار و باز كردن موقعيت در جامعه اندوخته مىشود روح ندارد و تمام اشتياق و عشق اين گونه هوا خواهان علم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 732
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧٣٢