تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 653

مساهمون:

ص٦٥٣
خود را به شما نشان بدهد ، خواهد گفت : هدف من عبارت است از طرد و نفى ستم از جامعه و تقليل دل آزردگان . در مكتب اسلام ادله چهارگانهء ( كتاب و سنت و عقل و اجماع ) آن چنان ستمكارى و ايذاى بر ديگران را محكوم كرده است كه با تمام اطمينان مىتوان گفت : يكى از دو ركن اساسى برنامهء اجتماعى اسلام همان برقرار ساختن عدالت و رفع بىنوايى بىنوايان و آزردگى آزردگان مىباشد . با اين حال كه تمام اديان و مصلحين و مكتبهاى بشرى در بارهء مرتفع ساختن اين پديدهء زشت اتفاق نظر دارند ، باز متاسفانه در هر دوره و در هر جامعه اى فرياد دل خراش آزردگان ساير صداها را تحت الشعاع قرار داده است . چه قدر سطحى فكر مىكنند كسانى كه گمان مىكنند مظلوم شدن و آزرده شدن و فرياد مظلوميت و آزردگى منحصر در آن اشخاص است كه از پله هاى دادگسترىها با چشم گريان بالا مىروند و پايين مىآيند و صداى خود را به گوش دادستانها و داديارهاى كشورى يا بين المللى مىرسانند آيا اين اشخاص ستمديده نيستند ؟ كه : 1 - عمرى در تقلا و كوشش به سر برده ، نتيجهء كارش را قرار دادهاى ظالمانه كه با دست همين افراد بشرى مقرر شده است ، مطابق زحمات و فعاليتهاى او به دستش نداده است ؟ 2 - عدم توانايى او به اثبات استعداد و نبوغش باعث شده است كه نتواند به موجوديت حقيقى خود آگاه گشته و خود و ديگران را بهره مند بسازد . 3 - خواسته هاى ديگران در صورت قوانين و تعليم و تربيت مانند حصار پولادين پيرامون او را گرفته ، وقتى كه به خود آمده ، ديده است كه او بيش از يك موجود ساختهء ديگران چيزى نبوده است . ( خود ) او ( خود ) ديگران بوده است . از اين قسم آزردگان صدايى بلند نمىشود ، اگر هم صدايى از آنان برخيزد همان اندازه مىتواند ديگران را به خود جلب كند كه صداى يكى از حلقه هاى زنجير