تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
با دقت كامل از صحنهء بازى كنار بكشد ، اين نفس با تجدد ( من ) با قيافه گوناگون در صحنهء بازىهاى تازه نمودار گشته و كار خواهد كرد . به همين جهت است كه من عقيده مندم : يك قضيهء عقلانى يا وجدانى كه در هر لحظه اى با شرايط معين در سطح روانى ما نمودار مىگردد ، غير از آن قضيهء عقلانى يا وجدانى است كه در لحظهء ديگر با شرايط ديگر براى ما نمودار مىشود ، اگر چه از نظر تجريدى شبيه و سنخ يكديگر مىباشند . ما مىتوانيم اين مطلب را در بعضى از مثالهاى روشن تصوير كنيم : اگر در آن حالت كه در بارهء انسانها خوش بين هستيد ، اين قضيه براى شما از نظر عقلانى تصفيه شود كه ( انسان داراى پذيرش است ) چون حالت خوش بينى روان شما را فرا گرفته است ، قضيه مزبور مواد خود را در مزاياى نيكو پياده خواهد كرد و اگر بالعكس در حالت ناراحتى و بد بينى به انسانها قضيهء فوق را صحيح تلقى كنيد ، مواد واحدهاى آن قضيه در خصايص و اوصاف زشت و بد پياده مىگردد . . .
( ( 2283 ) ) از فلك آويخته شد پرده اى از پى نفرين دل آزرده اى

اگر مىخواهيد در تاريكى وحشتناك سقوط نكنيد هيچ دلى را نيازاريد

به جان زنده دلان سعديا كه ملك وجود نيرزد آن كه دلى را ز خود بيازارى
دل آزردگان قافلهء بشريت آهى دارند : سوزاننده تر از شعله آتش تباه كننده ، انفجار درونى دارند : مخربتر از انفجار آتمهاى تمامى كهكشانها . شايد در قاموس بشرى هيچ پديده اى به شدت ظلم و آزار محكوم نشده باشد ، سراغ هر مكتب اجتماعى و سياسى و دينى و اخلاقى را كه بگيريد و بخواهيد هدف
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 652 | محمد تقي جعفري