حذف و الغاء نماييم ، اين حذف و الغاء به قيمت از دست رفتن نصف موجوديت جوامع نخواهد بود ؟ اگر بگوييم : در اين صورت معجزه اى را هم ضمناً ايجاد خواهيم كرد و آن اين است كه ايده آلها را هم با يكديگر متحد و سيستماتيك خواهيم كرد ، افراط و تفريطها را از بين برده قدر مشترك ايده آلها را حكمفرما خواهيم ساخت .
آن گاه اين سؤال پيش مىآيد كه براى متحد ساختن ايده آلها چه خواهيد كرد آيا ايده آلهاى عالى انسانى را پايينتر خواهيد آورد تا با ايده آل ناچيز متحد شود يا بالعكس ايده آلهاى پايين را بالاتر خواهيد برد ؟ چنان كه پايين آمدن در مقولهء ايده آل شكست آنست ، همچنان بالاتر رفتن آن در نظر عقيده مندانش ، زيرا ، حقيقتى كه براى كسى ايده آل تلقى شده است در نهايت اعتلاى مطلوبيت است ، اگر براى شما بالا بردن تلقى شود براى او سقوط جلوه خواهد كرد .
خلاصه تحصيل قدر مشترك ايده آلها مشكلتر از تحصيل قدر مشترك زندگى انسانها است .
بنا بر اين تا يك ايده آل كلى جهانى را نتوانيم براى بشريت قابل هضم بسازيم مسئلهء دولت جهانى و تشكل واقعى اجتماعات رؤيايى بيش نيست .
بهترين شاهد اين پيش بينى مسئله اعلاميهء جهانى حقوق بشر و منشور ملل است كه حتى نتوانسته است در همان قلمرو و مواد و محتويات خود ايفاى وظيفه نمايد .
چرا ؟ اين سؤال بيش از يك جواب ندارد و آن اين است كه امضا كنندگان وحدت واقعى در يك ايده آل كلى جهانى ندارند ، البته سوء تفاهم نشود كه ما مىخواهيم در اين موضوع مهم از طرفداران بد بينان بوده باشيم ، بلكه بالعكس يكى از آرزوهاى جدى ما همين مسئلهء جهانى بودن تشكل انسانى است و كوششها و مساعى را كه در اين باره مبذول مىشود با ديدهء تمجيد مىنگريم ، اما اين مطلب منافاتى ندارد با اين كه به يك حقيقت معترف باشيم كه مىگويد : اتحاد و تشكل جوامع انسانى بدون
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 586
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٨٦