از آنها كسانى هستند كه از روى تعمد و با داشتن اختيار در مراحل پست حيوانى خود را به زنجير كشيدهاند ، اينان افرادى هستند كه مانند جانوران موذى در مقابل افراد تكامل يافته مطرح مىشوند . اما نظر افراد ناقص به رشد يافتگان قافلهء بشرى بر سه قسم عمده تقسيم گردد : قسم اول - آنان كه به نقص و عقب ماندگى و لزوم بر طرف كردن آن متوجه شدهاند نظر اينان به رشد يافتگان همان نظر بيمار به پزشك است كه خواه به زبان بياورد يا نه وضع وجودى او در طلب درمان درد خويش است كه بتواند بيمارى خود را بر طرف نمايد . قسم دوم - كسانى هستند كه هيچ گونه اطلاعى از پستى و نقص خود ندارند و در عين حال موقعيت خود را در رهگذر زندگانى شايسته ترين موقعيت مىدانند ، اينان همان قربانىهاى جهل مركب هستند كه تاريخ در هر دوره افراد خيلى فراوان از آنها سراغ مىدهد ، هيچ صنفى از انسانها مانند اين گروه در زندگانى در خسارت غوطه ور نيستند . « قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . اَلَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي اَلْحَياةِ اَلدُّنْيا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً . » 18 : 103 - 104 ( 1 ) ( به آنان بگو : آيا به شما خبر بدهم كه زيانكارترين مردم از نظر عمل كيست ؟ كسانى هستند كه كوشش آنها در زندگانى دنيا گمراه و پوچ است و آنان گمان مىكنند كه كار نيكو مىكنند ) . اين قسم از اشخاص ضد بشريتند ، اينان ضد علم و تكاملاند ، اگر ديديد اين گونه اشخاص كسى را مورد ملامت و مذمت قرار دادهاند بايد بدانيد كه آن شخص در راه تكامل است كه مانند خورشيد درخشان ديده گان اين خفاش پست فطرت را ناراحت كرده است . قسم سوم - كسانى هستند كه اصلا نقص و كمال براى آنان مطرح نيست ،
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 537
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٧
هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 103 و 104 . .