رسول الله اين ضعفا را طرد كن ، زيرا ، نمايندگان و بزرگان عرب مىآيند و ما را كه با اين ضعفاء مىبينند خجالت مىكشيم ، تو مىتوانى در موقع اجتماع ما با تو اين بىنوايان را دور كنى ، هنگامى كه ما رفتيم دوباره بحضور تو بر گردند ، پيامبر پيش نهاد آنها را اجابت كرد ، آنان گفتند : اين معاهده كتبا انجام بگيرد . پيغمبر على عليه السلام را خواست كه معاهده را بنويسد [ و ما همگى نشسته بوديم و تماشا مىكرديم ] ناگهان جبرئيل نازل شده اين آيه را به پيغمبر خواند ، در نتيجه پيغمبر اكرم صحيفه اى را كه بنا بود معاهده در آن نوشته شود دور انداخته روى به ما آورد و ما به او نزديك شديم و پيغمبر به ما مىگفت : « كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِه اَلرَّحْمَةَ . » 6 : 54 ( خداى شما براى خويشتن رحمت را مقرر فرموده است ) . پس از اين حادثه با او مىنشستيم وقتى كه مىخواست برخيزد بر مىخاست و ما را به حال خود مىگذاشت . خدا اين آيه را نازل كرد كه : « وَاِصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ اَلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ 18 : 28 . . » . ( شكيبايى داشته باش [ نفس خود را شكيبا ساز ] با آن كسانى كه خداى خود را مىخوانند . . . ) . و مىگفت زندگى و مرگ من با شما است . ( 1 ) و مفسرين در اين داستان كسى جز خود پيغمبر اكرم را ذكر نكردهاند . به اضافهء اين كه اين گونه عتابها كه در قرآن مجيد آمده است قوىترين دليل بر اين است كه قرآن گفتهء پيغمبر اكرم نيست و بطور يقين از خدا نازل شده است ، زيرا ، هيچ كس مخصوصاً شخصى كه رهبرى جامعه بلكه تمام جوامع انسانى را به عهده گرفته است ، خود را مورد عتاب و ملامت قرار نمىدهد و در قرآن در موارد متعددى اين گونه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 530
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٣٠
هامش
( 1 ) مجمع البيان طبرسى ، ج 4 ص 305 و 306 . .