تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥

و ظواهر فيزيكى جهان طبيعت است كه بدون اختيار در دسترس ما قرار مىگيرد و هيچ گونه موجوديت و ( خود ) نخواهد داشت ، موجوديت آب كه جسمى مايع است خود را در اختيار ما مىگذارد و به آزمايشهاى تجربى ما تسليم مىشود و ما مىتوانيم تمام قيافه هاى تحليلى ( آناليتيك ) و تركيبى ( سنتتيك ) آن را ببينيم ، بدون اين كه در مقابل ما لجاجت نموده خود را از ديدگاه ما كنار بكشد يا بدون لجاجت به جهت داشتن صدها نيرو و امكانات غير قابل محاسبه از آزمايشگاه ما فرار كند . مربيان امروزى ما در بارهء تشنگان تعليم و تربيت خواص نوع محدودى از تشنگى را كه شرايط محيطى و مقررات رسوب شدهء اجتماعى ايجاد مىكند توضيح مىدهند ( 1 ) و سپس آن را هم تشريح مىكنند و پس از آن خواص سيراب شدن را هم بيان مىنمايند و اين واحدها را براى تشنگان تعليم و تربيت آن چنان مطرح مىكنند كه گويى براى انسان : يك نوع تشنگى وجود دارد . آن تشنگى هم تعريفش از آن قرار است كه آنها مىگويند . وسايل و واحدهاى استخدام شده براى تحقيق بخشيدن به آرمان تربيت هم يك نوع است و دوم ندارد و تعريفش هم همين است . سيراب شدن هم يك معنى بيش ندارد ، آن هم بدين ترتيب است كه شرح مىدهيم : اين تجريدها و مطلق گويىها درست شبيه به آن گفتگوها است كه در بارهء نمودهاى فيزيكى انجام داده و در كتابهاى فيزيكى به دانشجويان و دانش پژوهان اين رشته عرضه مىشوند .

هامش
( 1 ) خنده آور اين است كه با تمام حرارت و حماسه و بيانات گوناگون اثبات مىكند كه هيچ دو لحظه اى انسان در يك حال نبوده و به طور دقيق نمىتوان لحظهء بعد از او را پيش بينى رياضى نمود . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 435 | محمد تقي جعفري