خون و پارهء گوشت است كه به صورت ابراهيم خليل ، موسى بن عمران ، عيسى بن مريم ، محمد بن عبد اللَّه عليه السلام در خواهد آمد و از نظر طبيعى خالص زيبايى يوسف عدالت و معرفت على عليه السلام و انديشه هاى تابناك پيش تازان محصول همان نمودها و اجزاء است كه نمىتوانستى بدون ابرو درهم كشيدن و دهان كج نمودن به آنها نظاره كنى .
مگر نمىدانى كه سابقهء هر كمال كاهش و نقص ابتدايى است ؟ در آن هنگام كه بخواهند در يك لوحه سطورى را بنويسند اول آن لوحه را مىشويند ، در اين شستن خيلى كارها انجام مىگيرد كه اگر از خود لوحه بپرسيد كه آن كارها براى چيست و او بتواند به شما پاسخ بدهد خواهد گفت :
اينان مرا ناقص مىكنند ، آن چه را كه دارم از من مىگيرند .
او اگر مىدانست كه مىخواهند روى او سطرهايى بنويسند كه حقايق و واقعيات جهان و انسان را باز گو خواهد كرد رضايت مىداد و خرسند مىگشت .
همچنين است دل نازنين آدمى ، اولًا از اشك سوزان و دردناك آن دل را به هيجان مىآورند ، دگرگونش مىكنند ، تا جايى كه آن دل طبيعت اولى خود را عوض نموده خونين مىگردد ، آن گاه اسرار نهانى را در آن مىنويسند .
آدم آگاه موقعى كه مىبيند لوحى را مىشويند ، دلى را خونين مىسازند ، بايد بداند كه مىخواهند در آن لوحه يا دل حقايقى بنويسند و آن را كتابى بسازند .
براى اين كه خانهء تازه اى بنا گذارند . اول بنياد كهنه و فرسودهء آن را مىكنند و در هم مىريزند و از قعر زمين گلها بر مىدارند و سنگها را كنار مىزنند . آن گاه منبع آب زلال را به جريان مىاندازند . كودكان را مىنشانند و براى تصفيهء خون آنها عمل حجامت انجام مىدهند ، آنها مىترسند و مىگريند و فرياد بر مىآورند . چرا كودكان اين همه ناراحتى مىكنند ؟ براى اين كه راز اين كار ( حجامت ) را نمىدانند در صورتى كه مرد بالغ كه از راز اين كار مطلع است در مقابل حجامت پول هم مىدهد و همان نيش خون آشام را مىنوازد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 419
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٩