تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
نكنيم ، اما از اين نكته هم غفلت نورزيم كه عقل و آيين مقدس اسلام به ما دستور مىدهد كه : « مغبون من ساوى يوماه » . ( مغبون است كسى كه دو روزش از نظر كمال مساوى باشد ) . اگر از امثال جلال الدين كه از نيروهاى محرك قافلهء بشريتاند بپرسيم كه : مقصود شما از اين همه تكاپو و فعاليت در گفتار و كردار چيست ؟ و نتيجه اى را كه از اين همه فدا كارى و گذشت از همه چيز در نظر داريد كدام است ؟ من گمان نمىكنم بتوانيم از اين شخصيتها جز اين پاسخ را بشنويم كه : اى انسانها قدم برداريد و مراحل پست را در پشت سر بگذاريد و به درجات عالىتر برسيد . بنا بر اين بيت فوق كه مىگويد :
( ( 1784 ) ) هيچ آدابى و ترتيبى مجو هر چه مىخواهد دل تنگت بگو
نبايستى مقصودى جز اين داشته باشد كه اى عقب ماندگان قافلهء بشريت ، اين عقب ماندگى و اين محروميت از وسايل مناسب و اين تدريجى بودن وصول به كمال شما را نااميد و مأيوس نكند و با تماشاى پيش تازان و عظماى اين قافلهء بزرگ خويشتن را تحقير نكنيد ، آن خدايى كه به جهان هستى با اين عظمت مىنگرد ، به كوچكترين و ناچيزترين نوسان فكرى شما هم نظاره مىكند . شما يكى از حلقه هاى پيوستهء آن سلسلهء با عظمت انسانها هستيد كه حركت بزرگترين و درخشانترين حلقهء آن سلسله با حركت شما كه خود را ناچيزترين حلقهء آن مىدانيد پيوستگى دارد .