مىگردد و با اين قيد است كه گريهء شادى از خنده تفكيك مىشود ، زيرا ، خندهء شادى مانند آن نسيم و عواملى است كه به غنچه اى نزديك مىشود و آن را مىشكفاند در صورتى كه گريهء شادى مانند اين است كه موانعى از شكفتن غنچه وجود داشته است و روح انسانى در مقابل آن موانع ناتوانى خود را دريافته و در فضاى روح آدمى ياس حكمفرما بوده است ، هنگامى كه موانع مفروض بر طرف مىشود شكفتن غير مترقبه و ناگهانى روح باعث گريه مىشود . احتمال قوى مىرود كه هر اندازه كه تأثير روح از شادى بيشتر بوده باشد به هيجان گريه اى نزديكتر شود .
6 - گريهء تقوى و رشد روحانى
- جلال الدين در دفتر پنجم مىگويد :
آن يكى پرسيد از مفتى براز
گر كسى گريد به نوحه در نماز
آن نماز او عجب باطل شود
يا نمازش جايز و كامل بود ؟
گفت آب ديده گانش بهر چيست ؟
بنگرى تا او چه ديده كه گريست ؟
آب ديده تا چه ديده ست از نهان
تا چنين از چشمهء خود شد روان
گر ز شوق حق كند گريهء دراز
يا ندامت از گناهى در نماز
يا ز خوف حق بود گريه خوش است
ز انكه آن آب تو دفع آتش است
حاصل آن كه تا بدانى اى كيا
از بكا فرق است بىحد تا بكا
با دقت در وضع روانى مردان الهى مىتوان گريه هاى آنها را بانواعى تقسيم كرد :
الف - ندامت از گناهان و معاصى .
ب - احساس ابهام در باز گشت نهايى به سوى خدا .
ج - احساس عظمت . د - شوق و نشاط .
ه - خوف و خشيت ملاك مقدس بودن گريه هاى الهى بستگى به اوج و اعتلاى روحى دارد ، هر اندازه كه هيجان و رقت قلب مولود توجهات علوىتر بوده باشد ، گريه هاى ناشى