صورتها از چه زائيده مىشوند ؟ :
از انديشه ها .
پس همهء اين دستگاه هستى يك انديشه ( يك ايده ) از عقل كل است ، عقل كل مانند پادشاه و ساير صورتها فرستادگان او هستند .
اين عقل كل دو جهان را نمودار ساخته است :
جهان اول - جايگاه آزمايش و كار .
جهان دوم - جايگاه پاداش اعمال .
باز بر گردم و توضيح ديگرى در بارهء توليد شدن جواهر از اعراض بدهم :
جنايت يك عمل است ، عمل از مقولهء عرض است ، ولى اين عمل ( جنايت ) زنجير و زندان را توليد مىكند كه از جواهر مىباشند . خدمتكار تو خدمت شايستهاى انجام مىدهد ، اين خدمت كه از اعراض است به خلعت تبديل مىگردد كه جوهر است . مىدانى مثل تعاقب عرض و جوهر چيست ؟ لا بد آن مثل معروف تخم از مرغ و مرغ از تخم را شنيدهاى ، تعاقب عرض و جوهر هم از اين قبيل مىباشد .
غلام مىگويد : حال كه چنين است و تمام اعراض براى خود نتايجى دارند ، چرا اين نتايج آشكار نمىشوند تا ما آنها را ببينيم ؟ پادشاه جواب مىگويد : عقل كل مىخواهد نيك و بد در اين دنيا زير پرده پوشيده بماند ، حكمت اين پوشيده داشتن اين است كه اگر نتايج اعراض ( كارها ) آشكار شود كافر و مؤمن نمىتوانند جز ذكر خداى متعال چيزى بگويند ، [ زيرا - نيكى نتيجهء ايمان و زشتى نتيجه كفر همه را به ايمان وادار مىساخت ] .
اگر نتايج كارها ( اعراض ) آشكار مىشد ، ديگر غيبى در كار نبوده نقش دين و كفر بر پيشانى اشخاص مشاهده مىشد . در نتيجه نه بتى وجود داشت و نه بت پرستى ، و نيز كسى را جرأت تمسخر و زشت كارى نبود . در اين صورت جهان زندگى ما دنيا نبود ، بلكه همان رستاخيز بود كه همه چيز در آن فاش مىگردد و هيچ كس توانايى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 522
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٢٢