از اين كه تو صاحب فضل و چالاك و داراى فن هستى در گذر ، كارى كه بتواند نتيجه داشته باشد تنها خدمت به مردم و خدا است و اخلاق نيكو ، از آن جهت كه هيچ كس طمع رسيدن به خدا را ندارد و از آن جهت كه مىدانند كمالاتى را كه خدا دارا است نمىتوانند از او سلب نمايند ، لذا هرگز كسى در صدد حسادت به خدا بر نيامده است ، زيرا ، اصل حسادت از آن جا بر مىخيزد كه فرد حسود طرف را مانند خود مىپندارد و مىگويد : من و او چه تفاوتى با يكديگر داريم كه او داراى فلان مزيت بوده باشد و من فاقد آن به همين جهت مىبايست كه پيامبران هم مورد حسادت واقع نشوند ، زيرا عظمت انبياء خدا دادى است و حسادت در بارهء آنها قابل پذيرش نيست .
( پس كمى خود را براى خويشتن مطرح كن و با اولياء الله كه در همهء ادوار تاريخ وجود دارند در صدد حسادت مباش ) .
براى هر دوره از تاريخ بشرى وليى وجود دارد . وجود اين ولى موجب آزمايش مردم است و اين آزمايش تا روز رستاخيز ادامه خواهد داشت . در اين آزمايش كه به وسيلهء اولياء الله انجام خواهد گرفت ، هر كس كه اخلاق نيكو و تواضع و حالت تسليم به آن اولياء داشته باشد نجات پيدا خواهد كرد و به عكس هر كسى كه از ضعف نفس نتواند وجود اولياء الله را تحمل كند مانند شيشه خواهد شكست . پيشواى حق و قائم همان ولى است بدون اين كه نژادى در اين باره تأثير داشته باشد .
ولايت را خداوند متعال به افرادى عنايت خواهد فرمود ، خواه از نسل عمر باشد و خواه از نسل على عليه السلام . او است كه هدايت شده از طرف خدا و هدايت كنندهء مردم مىباشد . [ در اين مسئله در تفسير بيت بررسى مشروحى انجام دادهايم مراجعه شود ] .
آن ولى خدا مانند نور ابدى و خرد مانند جبرييل پيام آور او است و نسبت ولى پايين رتبه در مقابل ولى عالى مقام مانند قنديل در مقابل آفتاب يا ماه است و پايين تر از مرتبهء قنديلى مرتبهء مشكاة است . ( 1 )
هامش
( 1 ) اين مراتب را در موقع تفسير آيهء نور در مباحث آينده بحث خواهيم كرد . .