اين روايت كه با عبارات گوناگونى نقل شده است ، مىتواند ولايت تكوينى تعيينى را به روشنى اثبات كند . اگر ما اين دوازده نفر را بخواهيم با آنان كه در صدد ولايت امر بر آمدهاند تطبيق كنيم به غير از پيشوايان جهان تشيع قابل تطبيق نخواهد بود ، زيرا ، شمارهء هيچ يك از سلسله هاى ساير متصديان خلافت با اين عدد قابل تطبيق نمىباشد . پس روايت فوق تنها دوازده نفر اولياء الله تعيينى را مىگويد كه منطبق به پيشوايان جهان تشيع مىباشد . ممكن است گفته شود كه : اين چه خصوصيتى است كه خداوند براى بعضى از افراد عطا كرده و آنها را براى ولايت تكوينى تعيينى انتخاب مىكند مىگوييم : از نظر اسلامى جاى هيچ گونه ترديد نيست چنان كه خود پيامبران عظام با تعيين خداوندى بوده است همچنين ولايت كه دامنهء پيامبرى است امر الهى خواهد بود . اما از نظر فلسفى باز نمىتوان ترديد كرد در اين كه خداوند به جهت علل پنهانى كه ما نمىدانيم خصوصياتى به بعضى از افراد انسانى مىبخشد كه به وسيلهء آن خصوصيات داراى ولايت تكوينى مىباشند ، چنان كه در بارهء چند نفر صريحاً مىفرمايد : « إِنَّ الله اِصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى اَلْعالَمِينَ . » 3 : 33 ( 1 ) ( خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را به همهء جهانها بر گزيد ) . اين بر گزيدن بدون حكمت واقعى نمىباشد و اين اعتراض صحيح نيست كه خداوند چرا ميان انسانها تفاوتى گذاشته و بعضى از آنها را به ديگران ترجيح داده است زيرا ، چنان كه در مباحث جبر و اختيار گفتهايم : اين خصوصيت به منزلهء سرمايهء غير اختيارى است كه خداوند به آنان عطا فرموده است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 412
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤١٢
هامش
( 1 ) سوره آل عمران ، آيهء 33 . .