( ( 759 ) ) كار كن در كارگه باشد نهان
تو برو در كارگه بينش عيان
( ( 760 ) ) كار چون بر كار كن پرده تنيد
خارج از آن كار نتوانيش ديد
براى افكار معمولى تمام حقايق و جريانات جهان هستى در قلمرو هستى كه ما در آن قرار گرفتهايم مشغول كار مىباشند ، يعنى تمام ماده و جلوه ها و فعاليتهاى آن را مستند به همين جهان مىدانند ، ولى اين اشتباهى است كه از عدم انديشهء دقيق ناشى شده است . كارگاه واقعى اين جهان هستى در ما وراى اين صورتها و جريانات طبيعى است .
ناصر خسرو مىگويد :
آسيايى راست است اين آبش از بيرون اوست
من شنيدستم به تحقيق اين سخن از راستى
آسيابان را ببينى گر از او بيرون شوى
و اندر اينجا هم ببينى چشمت ار بيناستى
مضمون دو بيتى كه از ناصر خسرو نقل كرديم ، تقريباً همان مطلب است كه جلال الدين مىگويد :
مقصود جلال الدين از آن كار كن كه پرده بر خود تنيده است قوانين پشت پرده است نه موجود برتر كه آفرينندهء هستى است و در حقيقت همان آسيا است كه در بيرون از اين دستگاه به قول ناصر خسرو مشغول كار بوده و نمودهاى خود را مانند آبى كه از آسيا بيرون مىريزد در اين جهان آشكار مىسازد .
اين مضمون را جلال الدين در ابيات ديگر چنين گفته است :
سنگ بر آهن زنى آتش جهد
هم به امر حق قدم بيرون نهد