و فرقى بين آنها مشهود نبود . آن چنان با هم در آميخته بوديم كه هيچ كس نمىتوانست نيكان ما را از بدهاى ما تفكيك كند : سكه هاى صحيح و قلب در جهان پشت پرده يكسان در جريان بودند و از آن جهت كه هنوز روشنايى خورشيد انبيا نتابيده بود ، ما هم مانند كسانى كه در شب راه مىروند چيزى را تشخيص نمىداديم .
آن گاه كه آفتاب پيامبران تابيدن گرفت ، تفكيك ميان دو گروه نيك و بد آغاز شد . انبيا به خوبان گفتند : به سوى ما بياييد و به بدان گفتند : از ما دور شويد . چشم بينا است كه مىتواند رنگها را از يكديگر باز شناسد ، چشم است كه لعل و سنگ ناچيز را از يكديگر جدا مىكند .
آرى چشم است كه گوهر و خاشاك را از هم متمايز مىسازد و به همين جهت است كه خاشاك با چشم انسانى عداوتى دارد . اين مردم تبه كار دشمن روز روشن هستند ، زيرا - ماهيت آنها در روز روشن آشكار مىگردد ، اما مردمى كه مانند طلاى خالص پاكاند آنان روز را مىخواهند ، زيرا - در روز روشن است كه پاكى آنها آشكار مىشود .
روز مانند آيينه معرف طلاى خالص است ، زيرا ، در روز است كه صفا و تمام عيار بودن آن نمودار مىشود و به همين جهت است كه خداوند رستاخيز خود را در روز قرار داده است تا صورتهاى سرخ و زرد از يكديگر متمايز گردند .
پس در حقيقت روز همان باطن اولياء الله است و چون باطن اولياء الله از شعاع خورشيد بىنهايت الهى روشن شده است ، لذا يك روز محبت آنان مانند سالها مىباشد .
روز روشن منعكس كنندهء راز مردان حق و حقيقت است و شب تاريك انعكاسى از پرده پوشى آنان .
به اين علت است كه خداوند به روز روشن سوگند خورده است . مىدانيد روز روشن « و الضحى » چيست ؟ روز روشن نور دل پاك پيامبر ما مصطفى صلى الله عليه و آله مىباشد . يك نظر ديگر در توضيح
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 226
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٦